<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حزب الله نو</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/</link>
<description>این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 13 Dec 2009 07:20:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>از مسافرت به ورامین تا این روزهای بیخود سیاسی...</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-223.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عصری با پسر عمو مجید و دوستش حسین رفتیم ورامین. چه روز اندوهگینی بود، حسین خیلی نکته ی زیبائی را گفت:&quot; آقا هفته پیش گفتند خدا لعنت کند دستهائی که دانشگاه ما را غیر سیاسی کردند، مجید این حرف آقا خیلی مهم است&quot; حالا داریم ۳ نفری ترک موتور میرویم ورامین ها...&quot;من برخی از سخنان رهبر را چاپ کردم دادم دست بر و بچه های پاک جبهه....&quot; &lt;BR&gt;پسر عمو زیاد حرفی نمیزد. نه تأئید میکرد و نه نفی. حسین سه چهار هفته بود که با روحانی مسجد حرفش شده بود. کسی نمیپرسید چرا اما همه میدونستند حسین از پاکترین بچه ی جبهه ها ست. ساعت ۴ و ربع حرکت کردیم، نزدیکیهای هشت ورامین بودیم! &quot;ایولها مجید، مثل عقاب میری&quot; حسین با خوشمشربی همیشگیش گفت!&lt;BR&gt;پسر عمو به من اشاره ای کرد و گفت :&quot;حالا که خوشت اومد از تند رسیدنمون، این آقا رو نصیحتی کن، یکمی چپه کرده، همش میگه حضرت امیر و ...&quot; حسین نگاهی به من انداخت:&quot;حالا بگه، عشق اهل بیت(ع) کم نیست، ببین مجید ما باید قدر جوانهامون رو بدونیم، حالا ایشون که از ما هم بیشتر کتاب خونده&quot;&lt;BR&gt;من هم پوزخندی زدم:&quot; نیچه میگه دمکراسی فریبکارترین مکاتب دنیاست! این بد گفته ایه؟!&quot; حسین مکثی کرد و گفت:&quot; حالا نیچه مگه کمه؟ کی گفته نیچه بد هست سراسر؟ چرا میایم به جوانهای مذهبیمون میگیم هیچی نخونید، این کار بدیه...مجید برادرانه میگم، این از من و تو بیشتر اطلاعات داره&quot;&lt;BR&gt;داشت آبروم میرفت از این خضوع حسین:&quot; بابا نگین من آب شدم و تموم شد!&quot; پسر عمو گفت:&quot; تو بادمجون بمی، آفت نداری!&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ورامین خیلی آدم را به خداوند نزدیک میکنه، کاش مثل شخصیت داستان &quot;تاریکخانه&quot; ی صادق هدایت توی جائی مثل ورامین آدمی از این دنیا بره. که آرامش ورامین توی استخوان آدم مثل بادی عمیق نفوذ میکنه و دل را پاک از هر فکر گناه آلود...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صادق در را برومون باز کرد. تازه با خانمی عقد کرده بودند. چه پذیرائی مفصلی. قبلأ توی کمیته کار میکرد اما کمیته خب منحل شد و خیلی ها بیکار شدند. همون موقع روزنامه ی سلام طی یک مقاله از این کار هاشمی رفسنجانی انتقاد کرد، اما کیهان دفاع کرد و سلام را من غیر مستقیم منافق خواند! برادر صادق هم بود. جوانی کم سن و سالتر....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب که شد حسین دست صادق را گرفت. جلوی ما هم گفت:&quot; ببین صادق الآن نه خانمت هست و نه برادرت اما جای برادرت دیگه تو این خونه نیست. تو الآن ازدواج کردی...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر دلم برای حسین و دل پاکش تنگ شده. حالم از این دنیای پر از فریب بهم میخوره. کاش جبهه ها تعطیل نشده بودند. آرزو داشتم با بزرگمردهائی مانند حسین برم جبهه. حالم از این بازی خاله زنکی &quot;احمدی نژاد&quot;ی و &quot;سبز&quot;ی بهم میخوره. از این جنجالهائی که همش برای یک لقمه ی حرام سیاسی ست. ...واقعیت این هست که نه احمدی نژاد رأی آورد که پیروز انتخابات باشه و نه موسوی با آمدن سرکارمیتوانست کاری بکند، اما انتظار این که رهبری انتخابات را باطل کند هم توقع کاملأ عاقلانه ای نبود... بهرحال خامنه ای برای ما بهترین یادگار امام راحل است و با اینکه موسوی را دوست داشته ام برایم حرف خامنه ای حجت نهائی ست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاش &quot;افراطی های دوطرف&quot; بروند گورشان را از این سرزمین گم کنند، اینجا دیار شهداست. اینجا لقمه های حرام قدرت متعفن ترین لقمه هاست. حسین کجائی برادرم، شانه ات را برای گریستن میخواهم...حسین برادر رزمنده و دلاور جبهه ها....جدأ دلم هوایت را کرده، برادرم کجائی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;===&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ما بعد التحریر یا پی نوشت یا... هرچی دوست دارید نامش را بگذارید!:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;اولأ خود رهبری عزیز هم گفتند در انتخابات مشکل بود اما نه به اندازه ای که نتایج تغییر کند. من جسارتأ میگوم با توجه به اسناد موجود، رأی موسوی نمیتواند اینقدر کم بوده باشد و هردو میبایست به دور دوم انتخابات میرفتند حالا اینکه نرفتند با شورش و بلوا هم چیزی عوض نمیشود. &lt;BR&gt;دومأ ایمان دارم خدا در جای حق نشسته است. نباید فکر کرد ما تنها عاملان عدالتیم و ناگهان بشویم چریک و...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;با مصباح یزدی دشمنی ندارم اما تعجب میکنم قشر ارزشی ما دارد امام و مطهری را نخوانده رها میکند. بعضی ها آنقدر مصباح مصباح میکنند که من شک دارم به آن اندازه ذکر یا الله بگویند. ما که از محافل خصوصی برخی خبر داریم. آنکسانی که وبلاگهای تند و تیز بظاهر ارزشی دارند و در عین حال با نامهای ناشناس در چت رومهای موسیقی مبتذل حضوری فعال و...بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;با احمدی نژاد این بحث را دارم که اگر میخواهد ‌بخش درست کار ناتمام هیتلر، یعنی همان انهدام صهیونیسم بین الملل را انجام دهد، نخواهند گذاشت. این کار نه &quot;شدنی&quot; ست و نه ما بودجه و تکنولوژی &quot;آلمان&quot; را داریم. دومأ بحث یهود به ما ارتباطی ندارد، یهود بدلیل استعماری که از مردم اروپا کرد آن واکنش های نازیستی را بر ضد خود سبب شد. ما یهود استعمارگر در ایران نداریم. یهودیان ایران با ساختار اقتصاد اسلامی کنار آمده اند. این در حالیست که برخی از مسلمانهای خودمان در همین بازار اصفهان و... روی یهودیان اروپا را در ایجاد صهیونیسمی داخلی سفید کرده اند. اگر مسئله فلسطین نبود باید با یهودیان رابطه نزدیک برقرار میکردیم. چرا که اعراب بعدها به ایران حمله خواهند کرد. این ناگریزی تاریخی برای ایران است و یمن آغاز ماجراست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=223</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-223.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از صهیونیسم داخلی و درونی تا تب و ادعای تند ضد صهیونیستی</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-222.aspx</link>
<description>پست پیشین را حذف کردم، از درگیری لفظی با افراد بدم میاید. بگذار گمان کنند من ضعیف، بددهان و بی ادبم. حالم از کل کل کردن ایرانی بهم میخورد. بگذار بگویند جواب نداشت بدهد! اصلأ همین را عشق است، من اهل آبروریزی از کسی نیستم اما کسی هم حق ندارد برای احدی در این وبلاگ یا نظراتش طلب مرگ کند...بگذریم.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 09:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=222</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر در خانه کسی است یک حرف بس است...</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-221.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشتن برای من دیگر حالت تأسف آور دارد. من وارد این بازیهای ملال آور سیاسی نمیشوم. میگویند موسوی را بگیرید. که چه بشود؟ مگر خودشان موسوی را راهی انتخابات نکردند؟ مگر خودشان در فرهنگستان زبان به موسوی شغل ندادند؟ مگر قبل از انتخابات هزاران وعده ندادند از همین جناح راست به موسوی که برو ایراد ندارد؟ پشت دروغ را دیدن هنر میخواهد. همان جریان &quot;حرامزاده&quot; ای که به رهبر انقلاب به سبب دیدار با ده نمکی تمسخر زشتی کرد و بعد با افتضاح از کار شنیع خود هم دفاع کرد امروز خواستار زدن موسوی و لاریجانی و توکلی ست. هیچکس نمیگوید موسوی کارهایش بی ایراد بوده اما اشکال کار از این جریانات مریض است که متأسفانه وزارت اطلاعات ما رهایشان کرده و اُفتاده دنبال &quot;فتنه ی سبز&quot; شناسی. دارد چهار تا بچه سوسول را نام برانداز میزند و به نام مدافع موسوی و خط امام تحویل زندان میدهد. خاک توی سر دروغ و دروغگوئی. داریم با دست خودمان خط امام را مترادف میکنیم با ضد نظام بودن برای اینکه &quot;تیم های شبه اطلاعاتی&quot; مان را راضی کنیم. افراد خوسری که توکلی را تهدید و لاریجانی را منافق میخوانند. اینها را باید گرفت که اینهایند که آخر برای نظام ایجاد مشکلات اساسی خواهند کرد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با یکی شان داشتم حرف میزدم، آشکارا از رهبری به دلیل گریستنشان در هجدهم تیرماه به عنوان فردی ضعیف نام بُرد. اینها دلسوز رهبری هستند؟ اینها دوستدار نظام هستند؟ هیتلرهای کوچکی که با چماق &quot;عقده و کینه&quot; میروند سراغ بالا شهری ها... اینها حزب الله هستند؟ همین ها با دخترها توی اینترنت رابطه دارند، بیائید در نظرات شخصی ببینید همین دوستان سوپر حزب اللهی که میروند با دخترها چت میکنند. بعد میگویند:&quot;داریم عضوگیری میکنیم!&quot; عجب، از دخترها حالا چرا عضوگیری؟ همین حاج... در وبلاگ دختری ۱۳ ساله نظر گذاشته بود، دختری که... نمیگویم چه دختری اما همینها که امثال مرا منافق میدانند، بیجا میکنند با دختر ۱۳ ساله حرف میزنند و نامش را هم میگذارند ارشاد... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن یکی در وبلاگش زده:&quot;بله! پول موسوی را احمدی نژاد میدهد و میخواهد روشنفکران ضد نظام را آنجا حمایت کند!!&quot; من گاهی فکر میکنم جدأ جریان احمدی نژاد در شستشوی مغزی نیروهای ارزشی نمره ی بالائی دارد. مرد حسابی، کدام پول؟ این مالیات سنگینی ست که دارد از جیب خلق الله میرود، کدام &quot;پول احمدی نژاد&quot;؟ و اساسأ کدام روشنفکر ضد نظامی میرود فرهنگستان زبان؟ آقای اسکلت فسیل خانیان؟!.. این فرد تازه خودش کسی بود که با جریان جاهلی که داشتند مقام معظم رهبری را به دلیل ملاقات با ده نمکی مسخره میکردند، بسختی مقابله کرد و همان موقع من بدلیل این فداکاری از ایشان تشکر هم کردم...اما حالا گول سیاست دست دهم را خورده است....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همینها مگر بلند نشدند در نماز جمعه پشت توکلی گفتند مرگ بر منافق؟ از توکلی سالمتر داریم؟ اما اشتباه نکنید، جریانی که ظاهرأ رادیکال است احمد توکلی را دارای انگیزه های &quot;مبهم&quot; میداند! جل الخالق! این اتهام برای کسانی ست که دیگر سلامتشان جای ایجاد هیچ اتهام دروغینی را ایجاد نمیکند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدام میگویند کروبی آبروی نظام را ‌بُرد... بخدا نیستند ببینند توی پادگان ها چه میگذرد... بروید ببینید، کارهای خلاف اخلاق وجود دارد. مگر میشود قشر بازجوی ما ۱۰۰% پسر پیغمبر و معصوم باشند؟ کروبی به نظام خدمت کرد، حالا شاید در طرح ماجرا کارش ۱۰۰% دقیقی نبود اما این دلیل میشود بگوئیم که نظام را بی آبرو کرد؟ این چه منطق مسخره ای ست؟ مگر بازداشت دو، سه بازجوی خطاکار نظام را نابود میکند؟! اگر چنین نظام ضعیف و ترسوئی داریم بگذار نابود شود، ما انقلاب نکردیم که بشویم شاه که سعی داشت فساد خانواده اش را پنهان کند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسلمأ نه موسوی و نه احمدی نژاد بدرد اداره ی این جامعه نمیخورند. ما کسی میخواهیم که مجموع این دو باشد. بدانید جامعه آبستن حوادثی ست و این در دیدار رهبری عزیز با نخبه گان و انتقاد صریح اما دلسوزانه ی یکی از نخبه گان روئی از خود نشان داد. امکان سرکوب بچه گانه ی ۷۰ میلیون نفر وجود ندارد. نیائیم با زندانی کردن نیروهای جناح دوم خرداد از آنها به اشتباه برای جوانان &quot;قهرمان&quot; بسازیم. از رهبری بی مانند انقلاب انتظار بود و هست با دخالت دقیق خود از پروژه ی سکولارسازی جوانانمان با ادامه ی دستگیریهای بی ربط، سردرگم و ناهدفمند نیروهای منتقد جلوگیری نمایند، انشالله و به کوری چشم افراطیان هر دو سوی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینروزها نمیتوانم بنویسم. بوضوح میبنم فریب را که لباس سیاست به تن کرده است. کار دولت احمدی نژاد به جائی رسیده که صدای آقای صافی گلپایگانی نیز درآمده است. براستی انتقادات مراجع تقلید، رهبری عزیز و جوانان انقلابی برای ذره ای تغییر مسیر دولت نهم و دهم فعلی کافی نیست؟ وای بر گوش کر و سینه های بسته و آینه یا غبار گرفته ی این جریان. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلام آخر میخواهم بگویم متأسفانه در برخورد با نیروهای افراطی کوتاهی هائی میشود که بعدأ یقه نظام را در گلوگاهی حساس خواهد گرفت. انشالله دادستان جدید تهران و ریاست محترم قوه قضائیه اجازه ندهند نیروهای افراطی با تحقیر مدام منتقدین، حقانیت جریان مذهبی را لکه دار و شائبه دار نمایند.... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از همه ی عزیزان برای مدتی خداحافظی میکنم، کمی درگیریهایم زیاد است و براستی امکان بروز کردن وبلاگم بسیار اندک. برای همه ی شما دعای خیر و آرزوی سرفرازی دارم. یا علی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 07:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=221</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-221.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای بازجو متشکرم</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-220.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=more class=entry-more&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=1 align=right src=&quot;http://3.bp.blogspot.com/_gvs2FiUR4bs/St5KcshI_gI/AAAAAAAAABk/wHuhhh6DQMA/s320/ad0618ff215b6e63672cb08cbda1b1f3.jpg&quot; width=70&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و فعال امور زنان در نامه ای خطاب به همسرش، بهمن احمدی امویی که بیش از 4 ماه است که در بند کودتاگران اسیر است، مقاومت و صبوری او را تحسین می کند.&lt;BR&gt;بنی یعقوب و احمدی امویی هردو روزنامه نگار هستند و یکهفته پس از انتخابات بازداشت شدند. بنی یعقوب یکماه قبل از زندان آزاد شد اما همسر او همچنان در بند است.&lt;BR&gt;دلنوشته ژیلا بنی یعقوب خطاب به همسرش را بخوانید: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;همیشه فکر می کردم تو را کاملا می شناسم اما این روزها فهمیده ام هرگز تو را تا این حد نشناخته بودم. در پس چهره آرام و بی ادعایت هرگز این همه صبوری و مقاومت را تصور نمی کردم. این روزها هر بار که تو را از پشت شیشه کابین سالن ملاقات اوین می بینم آرامشی عمیق را با نگاهت توی وجودم می ریزی. آن چنان عمیق که همه بی قراری ها و نا آرامی هایی که به خاطر دوری ات حس کرده بودم ،یکهو رخت بر می بندد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این بار در ملاقات از تو پرسیدم :بهمن جانم !خسته نشده ای از زندان؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی :نه ! چرا خسته بشوم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنقدر محکم گفتی و آنقدر صداقت در کلامت موج می زد که باور کردم و چیزی بیشتر در این باره نپرسیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادم می آید یک روز بازجوی من که بازجوی تو هم بود، به من و تو گفت :&quot;شما از اینجا می روید، اما وقتی که عبرت گرفته باشید!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این حرف را فراموش کرده بودم تا وقتی که شیوا نظرآهاری عزیز از زندان آزاد شد. او آزاد شده بود و همچنان تعدادی از دوستان ما در زندان مانده بودند. وقتی آزادی اش را به او تبریک گفتم، پاسخی متفاوت به من داد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;ژیلا! این روزها بارها و بارها بازجویی هایم را مرور می کنم. هربار از خودم می پرسم نکند اشتباهی در بازجویی ها کرده ام که زودتر از دیگران آزاد شده ام. من چه کرده ام که زودتر ار بقیه آزاد شده ام؟&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و من همان موقع جمله بازجو در گوشم پیچید: &quot;تو و بهمن وقتی از زندان آزاد می شوید که عبرت گرفته باشید.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهمن جان! این روزها آنقدر این جمله توی گوشم می پیچد که خسته می شوم. به قول شیوا من چه اشتباهی کرده ام که بازجو زودتر از تو آزادم کرد؟ من این روزها به تو غبطه می خورم. به تو که حتما محکم تر از من بوده ای. به تو که حتما کمتر از من در بازحویی هایت اشتباه کرده ای. به تو که بازجو نمی تواند تصور کند از زندان خسته شده و عبرت گرفته باشی و لابد به همین خاطر آزادت نمی کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حس دوگانه ای دارم. خوب و بد: خوب به این خاطر که امروز بعد از دهسال زندگی مشترک بیشتر از همیشه تو را شناخته ام و بیشتر از همیشه به تو افتخار می کنم. به تو افتخار می کنم که هر بار می بینمت هرگز در باره پرونده ات نمی پرسی. هیچ وقت از زمان آزادی ات سوال نمی کنی و هربار که می خواهم از پیگیری هایم در باره پرونده ات بگویم فوری حرف را عوض می کنی و اصرار من را که می بینی می گویی تا هروقت لازم باشد بدون خستگی و ناراحتی اینجا می مانم و من خنده ام می گیرد و می گویم: عزیزم! وقتی این حرفها را می زنی یعنی اینکه عبرت نشده ای! ممکن است بازجو این حرفها را بشنود. خواهش می کنم که بگو خسته شده ای. بگو که عبرت شده ای! و تو هم می خندی. فقط می خندی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و حس بدی دارم: من چه کرده ام که باید زودتر از تو آزاد می شدم؟ چرا بازجو فکر کرد من عبرت شده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می گویی: شاید زندانی بودنم بیشتر برای آینده امیر کوچولو و همه امیر کوچولوها موثر باشد تا آزادی ام.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و من همان موقع یادم می آید شبیه این جمله ها را از یک زندانی زن شنیده ام. &lt;BR&gt;شبنم را می گویم که هنوز هم در زندان است و به گفته دوستان از بند رها شده اش، هیچ وقت در راز و نیاز با خدا، برای آزادی اش دعا نمی کند، به جایش می گوید: &quot;خدایا !اگر زندانی بودنم به اعتلای ایران کمک می کند، همچنان در زندان بمانم و اگر آزادی ام به اعتلای کشورم یاری می رساند به آزادی ام کمک کن.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر بار می گویی: &quot;زندگی در زندان پر از تجربه های متفاوت است و آنچنان از تجربه هایت می گویی که می فهمم تو در زندان هم یک روزنامه نگاری . حتی دو ماه انفرادی هم برایت پر از لحظه های ناب بوده است. می گویی هرگز نمی توانستی تنهایی انفرادی را در هیچ جای دیگر جهان تجربه کنی. &lt;BR&gt;می گویی همه زندگی ات را بارها و بارها در تاریکی سلول انفرادی مرور کرده ای و حالا احساس سبکی بیشتر می کنی. می گویی در همین بازخوانی زندگی ات بوده که به این نتیجه رسیده ای که باید پس از این مهربان تر باشی، که صبورتر و متحمل تر باشی و مهم ترین تصمیم ات این است که پس از آزادی به سراغ کسانی بروی که شاید روزی به دلیلی هرچند کوچک از تو رنجیده باشند. که می خواهی مخالفانت را بیشتر از سابق دوست داشته باشی. این حرفها را تویی می زنی که در نزد دوستان و همکاران و خانواده ات به صبوری معروف هستی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهمن عزیزم! حالا می توانم از بازجو تشکر کنم که باعث شده بیشتر از همیشه بشناسمت و بیشتر از همیشه به تو افتخار کنم.&lt;BR&gt;آقای بازجو! متشکرم&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 08:09:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=220</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتقاد رئیس ستاد احیای زكات كشور از یک امام جمعه </title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=ContentDetailsBodyDivision class=body&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس ستاد احیای زكات كشور گفت از 500 میلیارد تومان زكات گندم در سال جاری تنها 22 میلیارد تومان زكات جمع‌آوری شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گزارش خبرنگار مهر در قم، حجت‌الاسلام محسن قرائتی ظهر پنج شنبه در مراسم اختتامیه هیجدهمین اجلاس سراسری نماز كه در مجتمع فرهنگی یاوران حضرت مهدی(عج) برگزار شد طی سخنانی از زكات به عنوان یك واجب فراموش شده یاد كرد و گفت: از 500 میلیارد تومان زكات گندم در سال جاری تنها 22 میلیارد تومان آن جمع‌آوری شده است كه این موضوع به هیچ وجه شایسته نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی با بیان این كه زكات باید صد در صد پاك باشد خاطرنشان كرد: باید مراقب بود در جمع‌آوری زكات دروغ و برخی از مسائل كنار گذاشته شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرآن نباید در جامعه مهجور باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مهجوریت قرآن در جامعه تأكید كرد: قرآن باید از مهجوریت بیرون بیاید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرائتی در ادامه خواستار توجه بیشتر حوزه‌های علمیه و روحانیون به مسأله تفسیر قرآن شد و افزود: خوشبختانه بحث تفسیر آغاز شده است اما هنوز گسترش لازم را پیدا نكرده است كه در این خصوص روحانیون باید اهتمام ویژه‌ای داشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حجت الاسلام قرائتی با اشاره به جامعیت دین مبین اسلام خاطرنشان كرد: اسلام دینی جامع و بسیار خوب است و اگر خرافات و ضعف مسلمانی خودمان را جدا كنیم اسلام راه خود را پیدا می‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نماز‌ جمعه جای تشنج و موج‌‌اندازی نیست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس ستاد اقامه نماز كشور در بخش دیگری از سخنانش با بیان این‌كه نماز جمعه جای ذكر الله است یادآور شد: نماز جمعه نباید جای موج‌اندازی و تشنج باشد و اگر در نماز جمعه تشنج پیش آید از ریل و مدار قرآن خارج شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی تصریح كرد: در خصوص جرم باید افشاگری كرد اما جای آن نماز جمعه نیست، نماز جمعه جای ذكر خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرائتی همچنین با بیان این كه ما نباید دین فروشی بكنیم، اظهار داشت: ما نباید هرآنچه را شنیده‌ایم باور كرده و آن را در جاهای مختلف نقل كنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس ستاد اقامه نماز كشور در بخش دیگری از سخنانش حوزه‌های علمیه را نهادی مستقل دانست و تأكید كرد: كمك‌های دولت به حوزه، مساعدت‌هایی است همچون كمك به مدارس مخروبه، بیمه طلاب و... اما باید توجه داشت كه حوزه روی پای خودش ایستاده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حجت الاسلام قرائتی در پایان با مفید ارزیابی كردن برگزاری هیجدهمین اجلاس سراسری نماز در قم از حضور مراجع عظام، روحانیون و مسئولان كشوری و استانی در این اجلاس قدردانی كرد.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 08:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وكيل هنگامه شهيدي نسبت به اعمال منافي عفت بازجو اعتراض كرد</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://images.google.ca/imgres?imgurl=http://www.rahesabz.net/uploads/images/00443f9d4640def9691c7e54ff226083.jpg&amp;imgrefurl=http://www.rahesabz.net/story/2412/&amp;usg=__XbjGmKCJWVhIipBagdi7BiT81bk=&amp;h=492&amp;w=604&amp;sz=39&amp;hl=en&amp;start=16&amp;um=1&amp;tbnid=KfmulEQ3JS_ndM:&amp;tbnh=110&amp;tbnw=135&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D9%2587%25D9%2586%25DA%25AF%25D8%25A7%25D9%2585%25D9%2587%2B%25D8%25B4%25D9%2587%25D9%258A%25D8%25AF%25D9%258A%26hl%3Den%26sa%3DN%26um%3D1&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-BOTTOM: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-RIGHT: 1px solid&quot; src=&quot;http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:KfmulEQ3JS_ndM:http://www.rahesabz.net/uploads/images/00443f9d4640def9691c7e54ff226083.jpg&quot; width=135 height=110&gt;&lt;/A&gt;دادگاه هنگامه شهيدي مشاور امور بانوان مهدي كروبي صبح امروز برگزارشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;وكيل هنگامه شهيدي دردادگاه با تقديم لايحه دفاعيه نسبت به اعمال شکنجه روحی و روانی بر موکل خود و عدم اعتبار صورتجلسات و بازجویی‌های مندرج در پرونده و غیرقانونی بودن مداخله بازجو در اعمال منافی عفت و پرسش‌های بی‌ربط و غیرمفید و القاکننده اشاره كرد و خواستار صدور حکم برائت شهيدي شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;گفتني است هنگامه شهيدي با تحمل بيش از 100 روز زندان در تاريخ 10 آبان آزاد و بلافاصله به خاطر وخامت حال جسماني خود در بيمارستان بستري شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 07:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موسولینی و انتقاد از هیتلر</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>&lt;IMG src=&quot;http://bokertov.typepad.com/photos/uncategorized/2007/10/31/mussolini_w_hitler_2.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به روایت تاریخ موسولینی از آغاز با اندیشه ی هیتلر دچار مشکلاتی چند بود. باید دقت شود که این موسولینی بود که در آغاز به قدرت رسید و در حقیقت تبدیل شد به اُلگوی جالبی برای هیتلر جوان و ماجراجو. هیتلر بسیار سعی داشت با برداشتی آزاد از رهبر فاشیست ایتالیا، راهبرد نازیستی فاشیستی خود را پیش ببرد. اما موسولینی یک فاشیست تمام عیار نبود. رویای او بیشتر &lt;STRONG&gt;&quot;احیای امپراطوری روم&quot;&lt;/STRONG&gt; با برداشتی معتدل از فاشیسم بود. وی حتی از قتل و عام مخالفان سیاسی خود (منهای رهبر حزب کمونیست ایتالیا) خودداری نمود. همچنین بر خلاف هیتلر، روابط موسولینی با یهودیان اصلأ بد نبود و حتی وی به یکی از مردان یهودی که به فاشیسم موسولینیستی خود را وفادار نشان میداد، بسیار هم علاقه مند شده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما در این هنگام هیتلر توانسته بود در آلمان به حکومت دست یابد و به سرکوب تمامی احزاب مخالف خود بپردازد. این در حالی بود که موسولینی با اینکه با گذراندن قانونی در پارلمان، امکان سقوط حزب خود را &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;غیر ممکن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; کرده بود اما بشکل ظاهری هم که شده از سرکوب احزاب دیگر خودداری میکرد و وقتی رهبر کمونیستها و سوسیالیستهای ایتالیا کشته شد، بشکل باور نکردنی مسئولیت آن را به عهده گرفت... اما از تکرار چنین کاری بر ضد دیگر احزاب بشدت خوداری نمود. رهبر ایتالیای فاشیستی همچنین با واتیکان معاهده ای را امضا نمود که تا امروز پابرجاست و این از عجائب دوران است که تنها &lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;قانون دوران فاشیستی&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; همچنان نزد واتیکان و دولتهای وقت ایتالیا معتبر و بلا منازعه مانده است و آن دادن خود مختاری به واتیکان در داخل این شهر کوچک بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما هیتلر از همان آغاز به فاشیسم افراطی و عقاید نازیستی باورمند بود. وی در سخنرانی های آتشین خود، از نژاد آریا و اروپائی هائی نام بُرد که یهودی الاصل نیستند. هیتلر سپس بشدت به یهودیان بدبین شده و دستوراتی مبنی بر شناسائی جمعیت یهودی و اجباری کردن انداختن ستاره ی داوود بر یهودیان آلمانی داد. در این هنگام یک یهودی تروریست یک دیپلمات آلمانی را در شهری در فرانسه به قتل رساند. این آغاز افراط گریهای هیتلر بود به نحوی که دستور ساختن کمپ هائی برای زندانی کردن یهودیان را صادر نمود. البته در تعداد افرادی که در این کمپها کُشته شدند&lt;STRONG&gt; &lt;EM&gt;اغراقهائی&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; صورت گرفته است اما شاید نزدیک به &lt;FONT color=#660033&gt;ششصد هزار یهودی بیگناه&lt;/FONT&gt; در این کمپها و کوره های آدم سوزی جان باختند. البته هیتلر همجنس بازان و کولیها را هم در این کمپ ها زندانی نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با خروج خبرهائی مبنی بر ادعاهای هیتلر در باب نژاد برتر آریا، موسولینی که میدید هیتلر تن به افراط های عجیبی داده است به یکی از روزنامه های حزب خود دستور داد طی مقاله و کاریکاتوری مسئله ی نژاد والاتر را به سخره بکشند. موسولینی سپس در یک اقدام جسورانه ی دیگر در جمعی گفت:&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3300&gt;&quot; بهیچوجه باور ندارم یک نژاد برتر از نژادهای دیگر و یا یک نژاد خالصتر از بقیه ی نژادهاست!&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته موسولینی از نفوذ و قدرت فوق العاده ی هیتلر نیز احساس خطر میکرد. ایتالیا که هم پیمان با آلمان بود با حملات &lt;U&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ناگهانی و بدون اطلاع&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt; آلمان به چکسلواکی و سپس به روسیه بشدت احساس خطر کرد. این درحالی ست که آلمان بر اساس پیمانی که با ایتالیا داشت باید ایتالیا را در جریان این دو لشگرکشی خاص میگذاشت... به گونه ای که موسولینی به مشاور ارشد خود گفت&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;:&quot; جدأ دیگر نمیدانم اگر انگلستان جنگ را  ببرد واقعأ چقدر به ضرر ایتالیا خواهد بود تا اینکه آلمان بر تمامی اروپا چیره شود؟&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما ضعف نظامی ایتالیا و شکستهای پی در پی ایتالیا در جنگ با متفقین، موسولینی را بشدت در برابر مطامع هیتلر تضعیف نموده بود. هیتلر به مرور سعی کرد به موسولینی نسبت به تردد آزاد یهودیان در کشورش هشدار دهد. اما موسولینی تنها اقدام به صدور کارتهای خاص شناسائی برای یهودیان و محدود کردن یهودیان از اشغال مناصب مهم نمود. سپس در اقدامی باور نکردنی، دو یهودی روزنامه نگار حین ارسال اطلاعات نظامی ایتالیا به متفقین دستگیر شدند. این رویداد، موضع موسولینی را بیش از بیش به سمت هیتلر متمایل کرد و موسولینی دستور دستگیری گسترده یهودیان را صادر نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما در این میان ایتالیا با شورشهای پارتیزانها که غالبأ به احزاب چپ ایتالیا تعلق داشتند روبرو شد. سرانجام پارتیزانها توانستند موسولینی را غافلگیر کرده و وی را زندانی کنند. هیتلر با اینکه خود درگیر جنگی فرسایشی با شوروی و انگلستان شده بود، با حمله ی هوائی بسیار دقیقی به محل نگهداری موسولینی، وی را آزاد کرده و تمامی گروگانگیران پارتیزان را به قتل رسانید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیتلر سپس موسولینی را در بخش شمالی ایتالیا مستقر کرده و وی را به ریاست حکومتی فاشیستی تر در آن ناحیه گماشت. تلخترین رویداد این زمان، دستور موسولینی (به احتمال زیاد تحت فشار هیتلر) برای اعدام مشاور ارشد وی است که&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt; بشکلی باورنکردنی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; فیلمی هم از انجام این اعدام هولناک گرفته شده و در اینترنت قابل رویت است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://images.google.ca/imgres?imgurl=http://ivarfjeld.files.wordpress.com/2009/09/8-mussolini2.jpg&amp;imgrefurl=http://ivarfjeld.wordpress.com/category/one-world-religion/&amp;usg=__dBal--kuZZXOdAxqZ-zYE40DS3I=&amp;h=913&amp;w=643&amp;sz=76&amp;hl=en&amp;start=36&amp;um=1&amp;tbnid=yiIObVpiuPwn0M:&amp;tbnh=147&amp;tbnw=104&amp;prev=/images%3Fq%3Dmussolini%2Bquotes%26ndsp%3D18%26hl%3Den%26sa%3DN%26start%3D18%26um%3D1&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-BOTTOM: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-RIGHT: 1px solid&quot; src=&quot;http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:yiIObVpiuPwn0M:http://ivarfjeld.files.wordpress.com/2009/09/8-mussolini2.jpg&quot; width=104 height=147&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرانجام موسولینی دوباره با حمله شدید پارتیزانها روبرو شد و ارتش تازه ای که در شمال ایتالیا مستقر کرده بود هم توان مقابله با پارتیزانها را بمرور از دست میداد. قبل از اینکه موسولینی دوباره توسط پارتیزانهای کمونیست دستگیر و اینبار بلافاصله اعدام شود، در یک نوشته ای که نشان از خشم و استیصال موسولینی از افراط گریها و ندانم کاریهای هیتلر میدهد، میگوید&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666600&gt;:&quot; در آخر این برای من ثابت شد که ما و آنها (ایتالیا و آلمان) بر خلاف آنهمه ادعاها و پیمانها، همکار و دوست واقعی نبودیم بلکه &lt;FONT color=#ff0000&gt;&quot;ما&quot;&lt;/FONT&gt; تنها برده ای در چشمان &lt;FONT color=#ff0000&gt;&quot;آنها&quot;&lt;/FONT&gt; بودیم و بس&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666600&gt;   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 08:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برهه ی دوم انقلاب روسیه</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://images.google.ca/imgres?imgurl=http://flashyourstache.files.wordpress.com/2007/12/stalin_070810110546966_wideweb__300x375.jpg&amp;imgrefurl=http://flashyourstache.wordpress.com/2007/12/07/the-many-staches-of-joeseph-stalin/&amp;usg=__6vQT6z3utPiEUm6YyqkgR-NZD70=&amp;h=375&amp;w=300&amp;sz=32&amp;hl=en&amp;start=50&amp;um=1&amp;tbnid=WRPqwvxx-J62PM:&amp;tbnh=122&amp;tbnw=98&amp;prev=/images%3Fq%3Dstalin%26ndsp%3D18%26hl%3Den%26sa%3DN%26start%3D36%26um%3D1&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-BOTTOM: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-RIGHT: 1px solid&quot; src=&quot;http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:WRPqwvxx-J62PM:http://flashyourstache.files.wordpress.com/2007/12/stalin_070810110546966_wideweb__300x375.jpg&quot; width=98 height=122&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;در این برهه استالین سعی وافری کرد با نزدیکی به سرویس پلیس مخفی روسیه، لنین را که دچار بیماری شده بود به انزوای نسبی بکشاند. استالین تا آنجا پیش رفت که در مراسم تشییع جنازه ی یکی از روسای سرویس پلیس مخفی روسیه ( چکا)، سر تابوت را گرفته بود... در این هنگام و با قدرتگیری استالین، لنین سعی کرده بود در یکی دو نوبت به اعضای مرکزی حزب نسبت به رویه های فکری استالین هشدار دهد. متأسفانه بدلیل کنترل شدید استالین و نبود تاریخ دقیق و یا مستقل از آنزمان هنوز معلوم نیست که آیا لنین توانسته بود تا چه حدی در اینباره روشنگری نماید... تروتسکی تا آنجا پیش میرود که استالین را متهم به مسموم کردن لنین میشمارد. مسلمأ مدرک قابل استنادی در اینباره وجود ندارد اما استالین به نحو شدیدی بروی لنین کنترل فیزیکی پیدا کرده بود و رفت و آمدهای لنین را تحت نظارت گرفته بود. &lt;BR&gt;استالین بدلیل اینکه میپنداشت تنها &quot;نظر&quot; اوست که باعث پیروزی روسیه در سطح بین المللی میشود، از همان آغاز بدنبال پاکسازی گسترده ی انقلاب شوروی از شر نیروهای مستقل بود.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; وی پس از مرگ لنین، نخست بوخارین را بشدت تحت فشار قرار داد. لازم به ذکر است که سیاستهای اقتصادی بوخارین، سبب شده بود که روسیه نفسی بکشد و اقتصاد شوروی برای اولین بار طی سالیان حرکتی به جلو نماید. استالین اما سیاستهای بوخارین را سبب گسترش قشر متوسط جامعه و برای خود خطرناک میدانست. استالین در حقیقت با درهمشکستن قشر متوسط جامعه توانست هرگونه حرکت روشنگری بر ضد خود را در نطفه خفه کند. استالین با سیاستکاری پیچیده ای بوخارین را خلع کرده و سپس حمله ی تند ایدئولوژیک خود را به تروتسکی آغاز کرد. از این پس تمام فشار استالین بر این بود که تروتسکی از حزب اخراج و سپس به مکزیک تبعید شود. استالین که میدانست تروتسکی در مکزیک به روشنگری بر ضد او خواهد پرداخت، به چکا دستور طراحی نقشه ی ترور تروتسکی را داد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استالین در این هنگام به مرور با مخالفت سران ایدئولوژیک حزب و جامعه ی روشنفکری روبرو شد. ماکسیم گورکی نویسنده ی بزرگ روسیه نیز نتوانست پس از ابراز نارضایتی از شرایط کشور از زیر تیغ استالین نجات پیدا کند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استالین از این نقطه به بعد هر مخالف خود را &quot;ضد انقلاب&quot; و &quot;تروتسکیست&quot; مینامید و آنها را بشدت سرکوب میکرد. وی ۱۰۰۸ نفر از ۱۱۹۰ اعضای حزب کمونیست شوروی و ۹۳ تن از ۱۹۱ نفع اعضای رده بالا و کمیته ی مرکزی حزب کمونیست را به شیوه های وحشیانه کُشت و یا به اردوگاه سیبری فرستاد تا در آنجا بمیرند. گفته میشود تنها ۸ میلیون نفر در سیبری و در اردوگاه های کار روسیه ی استالینی جان باختند. اسناد به نسبت سانسور شده ای که بعدها و تنها پس از انتقادات خروشچف از دوران استالین منتشر شد به کشته شدن نزدیک به بیست میلیون نفر بدست پلیس استالینی چکا اعتراف میکند، اما برخی تاریخ شناسان تعداد این کشته ها را بالاتر از این آمار میدانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; برخی گزارشات حکایت از این دارد که استالین به همسر خود این اختیار را داد که خودش را در نزد وی به قتل رساند (همینکار را با نزدیکترین یار انقلابی خود نیز کرده بود) یا عواقب سختی را در انتظار بکشد. &lt;BR&gt;استالین در اولین سخنرانی خود پس از پایان اولین دوره ی پنج ساله ی خود در نشست کمیته ی حزب کمونیست شوروی (بدون اشاره به جنایتهائی که در این مدت کرده است و با استفاده ی زیرکانه از حس وطن دوستی اعضای حزب کمونیست به تبرئه ی شیوه های جنون آمیز خود در اداره ی جامعه میپردازد  ) میگوید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot; کمرادها، وقتی برنامه ی پنج ساله ی اول ارائه شد، برخی آن را یک مسئله ی داخلی روسیه ای نامیدند، اما پیروزی غیر قابل انکار این برنامه، یک امر روسیه ای نیست، بلکه برای تمامی پرلتاریای دنیا امری مهم و عظیم است. برخی میگویند که ما باید کمی سرعت و شتاب کارها را پائین بیاوریم، من در جواب آنها میگویم، نخیر بلکه باید بالاتر هم ببریم. مادر روسیه را همیشه زیرپا له کرده اند چون ضعیف بوده است. او را زده اند چون قوی، ضعیف را میزند. ما باید یک نقطه ی پایانی بگذاریم بر این ضعف. ما از کشورهای کاپیتالیست، پنجاه یا صد سالی عقب هستیم. همانطور که لنین گفت &quot;چشم تمامی دنیا به الگوی اقتصادی ماست، بدون استثنا و اغراق، اینرا ما تا اینجا بدست آورده ایم، از این پس باید بتوانیم این الگو را بدرستی پیاده سازیم.&quot; کمرادها، یا ما میتوانیم این عقب ماندگی را طی ده سال جبران کنیم، یا نابود خواهیم شد.&quot;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 04:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواهم نوشت...!</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-215.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک نوع پاسخ &quot;معمول ایرانی&quot; به درخواست های مهربانانه ی برخی دوستان اینست که ننوشت. یعنی درخواستها را به هیچ گرفت، وضع فکری و موقعیت خود را اصل دانست و به دوستانی که مهربانانه میگویند :&quot;لطفأ ادامه دهید و خاموش نشوید&quot; مانند کبکی بود که سر در برف فرو میکند و در خوشبینانه ترین حالت، شکلی از خودسری ایرانی مآبانه به خود گرفت به این معنا که بله! حرف من یکی ست!...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من چنین نمیخواهم باشم، میخواهم با تشکر از همه ی عزیزان که مرا شرمسار الطافشان کردند تنها دو نکته را بگویم، اینکه خواهم نوشت انشالله و دیگر اینکه اگر محتوای این وبلاگ ۱۰۰% سیاسی نماند و وبلاگ پوستی انداخت مرا میبخشید، میخواهم از این پس نه فقط سیاسی، که فرهنگی، ادبی و تاریخی بنویسم. یادم میاید آنزمان که حامد از &lt;A href=&quot;http://sobh.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;وبلاگ آرمانشهر &lt;/A&gt;نوشت : &quot;میخواهم از این پس خودم باشم، بس است هرچه که ضربه خوردم&quot; ... فرق من با حامد اینست که من حداقل میخواهم بگویم:&quot; میخواهم از این پس بیشتر با غیر خودم باشم، بس است از بس با&quot;خودم&quot; بودم تا ضربه نخورم...&quot; &lt;BR&gt;باز هم از لطف دوستان که شرمنده ام کردند متشکرم&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 02:58:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=215</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-215.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گلایه ای از برخی دوستان و ...پایانی بر وبلاگ حقیر</title>
<link>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-214.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی فکر میکنم چقدر زشت است بی حرمتی ها. چقدر زننده است به همدیگر اهانت کردن. بخدا نه احمدی نژاد نه موسوی و نه... ارزش اینهمه اهانت دوستان به یکدیگر را ندارند. برخی از افراد کار را بجائی رساندند که دوستان سابق خود را تهدید به مرگ میکنند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; از این افراد انتظاری نیست اما دوستان منصف و اهل مطالعه چرا به این جمع لجوج پیوسته اند؟ برادرم &lt;A href=&quot;http://palakhmun.blogfa.com/post-102.aspx&quot; target=_blank&gt;پلخمون&lt;/A&gt; که اینهمه دوستش داشته و دارم برداشته از موسم انتخابات به اینور مطالبی تند و تیز نوشته که یکی دو بار جسارت کردم برادرانه تذکری هم دادم....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; این آخری هم به همه ی کسانی که کوچکترین پرسشی درباره ی صحت انتخابات داشته اند با الفاظی تأسف آور سخن گفته اند. میخواهم بپرسم برادرم، عزیزم، دوستدار نظام آیا من هم انتلکتئولم؟ من هم شبه روشنفکر بیمارم؟ من در پستی کمتر از چهار ماه پیش حجاریان را مورد نقدی تند قرار دادم و...، آیا من هم میشوم فریب خورده ی پایتخت نشین؟ و آیا اساسأ این ادبیات برازنده ی شما &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;برادر رزمنده ی فرهنگی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; که خیلی هم دوستت دارم میباشد نازنین؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; شوخی و طنز سیاسی خیلی هم خوبست اما نباید از حد فراتر رود و دوستان را به رگبار ببندد و کسانی که سالهاست در جایگاه &lt;STRONG&gt;میانه ی میدان سیاست&lt;/STRONG&gt; بوده اند را به&lt;FONT color=#660000&gt; لجن&lt;/FONT&gt; بکشاند. تهران نشینی نه انتخاب بسیاری از شهروندان تهران است و نه &lt;U&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اتهام پایتخت نشینی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt; اتهامی اسلامی ست. این حرف ها را دیگر پیروان افراطی گروهکهائی مانند سازمان منحله ی پیکار یا سازمان موجود منافقین خلق هم نمیزنند... دوستان (حالا اگر ما را دوست بداند اینروزها) از امثال پلخمون ها انتظار ندارند که سنگ در دست به سر &lt;STRONG&gt;رقیب فکری&lt;/STRONG&gt; بکوبد و هزاران لعن و تحقیر را در قالب یک بیانیه کذائی بر سر دوست و دشمن و منتقد خود بریزد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا این یک نمونه است، برای نمونه ی دیگر بارها به &lt;A href=&quot;http://bahr.blogfa.com/post-4.aspx&quot; target=_blank&gt;هادی&lt;/A&gt; گفته ام &quot;تا ندیدی حرف نزن&quot; دوستش هم دارم، برادرانه دوستش دارم، اما عجول و تند و عصبی شده است. خارج را ندیده درباره ی خارج هم اظهار نظر میکند، من خارج از ایران را خوب دیده ام اما جرئت نمیکنم غرب را با این عجولی&lt;STRONG&gt; نقد&lt;/STRONG&gt; کنم. بس است این &lt;FONT color=#333333 size=3&gt;مهره ی مار ایرانی&lt;/FONT&gt; که ندیده می گوید بله و سرانجام پس از مراسم ازدواج متوجه میشویم خواهر فرد مورد نظر را به ما انداخته اند... فکر کنیم، دقیق، با نکته سنجی...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین نیچه که ما جاهلانه میگوئیم &lt;STRONG&gt;ضد خداست،&lt;/STRONG&gt; رفته درباره ی &lt;FONT color=#000066&gt;&lt;STRONG&gt;ذات خداوند متعال&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; تحقیقات کرده است. شما بگوئید از ما مسلمانها که اینکار را کرده است؟ به جرئت میگویم، &lt;STRONG&gt;علامه طبابائی &lt;/STRONG&gt;رحمت الله علیه هم اینکار را نکرده است... حالا بعضی ها میگویند اینکار&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; حرام&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; است، درست اما میخواهم بگویم پس دستکم&quot;ندیده حرف نزنیم&quot; ...این توقع زیاده ای ست؟ یا اینهم لابد نوعی از نفاق است که نخواهیم کسی که جائی را کاملٱ ندیده و لمس نکرده، درباره اش حرف نزند؟ حالا جسارت هم نمیکنم، شاید خیلی هم خارج رفته است اما من در خارج مدتی ساکن بوده ام، به قول بزرگی میگفت &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;باید ۱۰۰ روز بروی در کلیساهایشان بنشینی تا اساس سیاستهایشان را دریابی...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی دیگر از &lt;A href=&quot;http://ahmadak.blogfa.com/post-111.aspx&quot; target=_blank&gt;دوستانم&lt;/A&gt; هم هست که بابا مدتهاست میشناسمش اصلأ بچه محل است و من از نزدیک دیدمش (خودش نمیداند!) اما مُدام &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;تیر میخورد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; از هواداران موسوی&lt;FONT size=3&gt;!&lt;/FONT&gt;، زخمی میشود بعد دوباره میبینمش سر حال و... بعد میگوید دوم خرداد &lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;توطئه&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt; کرده وی را مُرده نشان دهد بعد به پسر شهید بهشتی حمله میکند که چرا اسمی نزدیک به اسم وی را چاپ کرده &lt;STRONG&gt;جزو زخمی ها&lt;/STRONG&gt; ! اما برادرم مگر شما خودت نگفتی تیر خوردی و... برادرم من اصلأ نمیگویم دروغ میگوئی یا راست...اما حدیث داریم از امام رضا(ع) که &quot;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;مومن گمنام است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&quot; اینهمه جنجال و سر زبانها انداختن نام خود و ...من نمیدانم شاید من هم اشتباه میکنم و این دوست کم سن و سال عزیزمان واقعأ اینقدر مطرح است و نام آور...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://shahrefarda.persianblog.ir/&quot; target=_blank&gt;دوست مهربان دیگری&lt;/A&gt; هم دارم که اگرچه &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;با تمرکزتر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; مینویسد و از اهانت به رقیب فکری&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990033&gt; بشکل قابل تقدیری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt; خوداری میکند، نوشته است که از &lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;رنگ سبز&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; زده شده است چون چند دختر بی حجاب جنبش سبز دیده است و... اما برادرم میخواهم بگویم اسلام این نیست، پیامبر اکرم (ص) حتی توانست چیزهای خوب کفار را به سنت اسلامی بیافزاید مانند عدم جنگیدن در ماه های حرام... رنگ سبز زیباست و میر حسین مسئول تمام حرکاتی که در میانه ی جنبش سبز میشود نیست که خود مردانه اعتراف کرد &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#330066&gt;برخی انحرافات در جنبش بوجود آمده&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; و سعی در رفع آنها دارد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;به &lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;دوستان سبز&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; هم تذکر دادم، که دوستان مراقب افراط باشیم. نباید به ورطه ای اُفتاد که رقیب سالهاست تلاش دارد به آن سوی بغلطیم. &lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;افراط و تندروی و احساساتی شدن&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; غیر قابل کنترل خود از مصادیق ضربه به روند مردمسالار شدن نظام است. متأسفانه بعضی ها خیلی تند میروند. اساسأ گیرم رهبر عزیز انقلاب هم اشتباهاتی داشت، باید رفت ایشان را &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;اعدام &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;کرد؟! کشور قانون دارد، اگر رهبر معظم هم اشتباهی کردند باید طبق قانون اساسی اقدام کرد. نوشتن فحش به ایشان جز از ذات های ناسالم سرچشمه میگیرد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;هنوز اعتقاد دارم آقای خامنه ای &lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;خط امامی ترین عنصر نظام&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; هستند.&lt;/FONT&gt; اما میر حسین موسوی هم از خط امام خارج نشده است. کسی که به خط امام اعتقاد دارد از خامنه ای و موسوی &lt;FONT color=#3300cc&gt;&lt;STRONG&gt;بد گوئی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; نمیکند. خیلی ظریف میگویم برای گوشهای شنوای خط امامی، فردای نظام اگرچه روز جدائی خامنه ای و میر حسین موسوی ست اما نباید کاری کنیم دل خامنه ای بشکند و میر حسین تنها بماند، اینرا &lt;STRONG&gt;گوشهای سنگین، سر سپردگان جناحی و قلچماقهای دارای امنیت آهنین و زورگو &lt;/STRONG&gt;نمیفهمند و همان بهتر که نفهمند...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستش از برخی دوستان رنجیده ام. خیلی و دیگر دوست ندارم بنویسم. اگر نوشتن اینست که برداریم وبلاگمان را تبدیل کنیم به &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;خانه ی فحاشی به رقیب،&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; حالم از هرچه نوشتن است بهم میخورد. کسانی که اینکار ها را میکنند،&lt;FONT color=#ff0000&gt; عذاب سخت آخرت&lt;/FONT&gt; را هم برای خود میخرند که &quot;بد گوئی&quot; بسیار گناه بالائی ست و بعید است خداوند رحمان این صفت تأسف برانگیز را ببخشایند، هرچند مدعیانه آنرا به نام دین و ایمان  انجام دهیم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینروزها نمیتوانم بنویسم و دلم گوشه نشینی میخواهد. اینروزها خلوت با دل میخواهم و نفاق و دعوا و فتنه ای که دوست را دشمن با دوست کرده حالم را بهم میزند. جمعی برای اثبات حقانیت خود بروی جسد کشورشان دارند شکم همدیگر را میدرند. حالم از این &lt;U&gt;دعوای مبتذل&lt;/U&gt; بهم میخورد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر زیبا گفت آیت الله موسوی خوئینیها :&quot; &lt;STRONG&gt;ما حسود نیستیم، کاش بتوانند کشور را اداره کنند، ما از خدا میخواهیم، انشالله هم که بتوانند&lt;/STRONG&gt;&quot;&lt;BR&gt;از همه ی دوستان و منتقدانم حلالیت میطلبم و خداحافظ همه ی عزیزانم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 07:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezbolahe-nasle-no&amp;postid=214</comments>
<dc:creator>hezbolahe-nasle-no</dc:creator>
<guid>http://hezbolahe-nasle-no.blogfa.com/post-214.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
