عباس عبدیات، حمایت دوباره از آقای احمدی نژاد و تهدیدات کوچکهای بزرگ!
عباس عبدی اخیرأ گفته است که :"سخنان هاشمی درباره ی امام سندیت ندارند مگر اینکه آقای خامنه ای و مهندس موسوی آن را تأئید کنند" این جدأ شرط غیر منطقی ست! مگر مهندس موسوی یا رهبر محترم انقلاب که خاطره ای از امام نقل میکنند باید آن را به تأئید آقای هاشمی برسانند تا صحتش مُهر بخورد؟! اساسأ برخی قسمتهای خاطرات آقای هاشمی، دارای استنادهای مستقلتری نیز هستند، مثلأ مصاحبه ی جنجالی یادگار امام با نشریه ی اُمید جوان در انتقاد از مخالفت شعاری با آمریکا... بهرحال به نظر اینجانب، سخنان آقای هاشمی از سخنان عباس عبدی "قابل اسنادتر" میباشند.
مقام محترم رهبری بار دیگر با آقای احمدی نژاد و هیئت دولت شان دیدار دوستانه کردند. این درحالی بود که ایشان باز همان انتقاد پیشین خود را نسبت به "عدم اطلاع رسانی" کارهای دولت تکرار نمودند. لازم به ذکر است با تمام حمایت های "خاص" مقام محترم رهبری از دولت نهم، اصولأ دولت نهم در انجام خواستهای مقام محترم رهبری، در خوشبینانه ترین نگاه، دارای بی دقتی های عجیبی ست. برای مثال این دولت درخواست مقام محترم رهبری مبنی بر عدم شرکت در انتخابات شوراها را عملأ "به هیچ" گرفت. جالب اینجاست که مقام محترم رهبری نیز در اینباره کوچکترین واکنشی نشان ندادند درحالیکه ایشان سابقأ نسبت به اشتباهات منسوب به دولتهای آقای خاتمی و مهندس موسوی بسیار "دقیق و محاسبه گرانه" برخورد میکردند. حتی وقتی رئیس دولت نهم به اصرار خواستار حضور بانوان در ورزشگاه ها شد و رنجش خاطر شدید مراجع را فراهم کرد، مقام محترم رهبری تنها به دادن یک توصیه ی ساده مبنی بر اینکه "از دل علما درآورده شود" بسنده کردند.این درحالیست که ساختار فکری جامعه ی ایران بشدت نسبت به باور های مراجع تقلید حساس میباشند. دولت نهم حتی از تغییر فردی که مراجع را "علمای نفاقِ پیش از ظهور حضرت"نامید، خودداری نمود... این درحالی بود که در زمان خاتمی، این دست مسائل سبب کفن پوشیدن طلاب، خشم روسای قوای دیگر و ناخشنودی رهبر محترم انقلاب میگشت. درحالیکه اساس پشتیبانی مقام محترم رهبری از دولت نهم امری قابل فهم است و شاید در این شرایط خاص هسته ای تا حدی ضروری، اما عدم اشاره به "گرانیهای اخیر" در دیدار مقام محترم رهبری با ریاست جمهور خود امری قابل تأمل و نشان از ارجحیت یافتن بمرور برخی امور بر مسائل معاش مردم دارد. لازم به ذکر است چندی پیش و بلافاصله پس از سخنرانی حجت الاسلام فلاحیان مبنی بر ضرورت نظارت خبرگان رهبری بر فعالیتهای قوای نظام، رهبر محترم انقلاب طی سخنرانی بی سابقه ای،بدون اشاره به قوای دیگر و امکان نظارت خبرگان رهبری بر حتی نهادهای تحت اراده ی رهبری، دولت کنونی را دولتی پیشتاز در عرصه ی انقلابی بودن نامیدند. این درحالیست که طبق قانون اساسی انقلاب شکوهمند اسلامی، خبرگان رهبری حتی "اجازه ی نظارت بر رهبری محترم نظام" را نیز داراست و هرگونه سد کردن این راه، "نقض قانون اساسی و مفاد راجع به ولایت فقیه" میتواند محسوب گردد و از اعتبار قانونی ساقط است.مسلمأ این دست حمایتها، خود اگر با "اطلاع رسانی" دقیق نسبت به "موارد پیشرفت دولت نهم" همراه نباشد، تنها خرج بی حساب از سرمایه ی بی مانند "ولایت عزیز فقیه" است که خود بسیار بالاتر از "فرد" یا "دوره ی خاصی" ست و باید و بایست برای حفظ انقلاب بشدت محافظت گردد. این سخنان را به عنوان فردی دلسوز و عاشق رهبر محترم انقلاب میگویم، اگرچه میدانم بازار "منافق" نامیدن کوچکترین سخن متفاوت، توسط چاپلوسان بی هنر اینروزها بسیار گرم است.
آقای کوچک زاده در جلسه ی هفتگی انصار حزب الله درباره ی ادعای آقای ابطهی پیرامون مأموریت یافتن آقای خاتمی از جانب آقای وحید خراسانی، گفته اند : ما از آقاي خاتمي ميخواهيم از كساني كه خود را به ايشان منتسب ميكنند مراقبت كنند تا حريم مقدسات در داخل كشور لكهدار و تخريب نشود. من تقاضاي عاجزانه از ايشان دارم كه جلو دوستانش را بگيرد كه دست از تخريب روحانيت بردارند. (!) این تهدید که اساس آن به سمت مراجع تقلید است واقعأ برای گوینده ی آن جای شرمندگی دارد. آیا ایشان هم همانند هاشم آغاجری "ضد مراجع" هستند که اینگونه بی پروا ساحت روحانیت را تهدید ضمنی میکنند! گویا برای پاره ای، اهانت به بالاتر از مراجع نیز آزاد است و این مائیم که بی خبریم!

