رهبری درد ما را سالها پیش گفتند
ضعف فرهنگ عمومی. اگر این نقطه ضعف را برطرف میکردیم، نه جوانهایمان اینقدر در تخریب اموال عمومی تند میرفتند و نه ریاست جمهورمان با ایجاد فتنه ی اختلاف در مناظرات صدا و سیما مردم را به جان هم میانداخت. بخدا رهبر نازنین انقلاب این درد را به زیبائی سالها پیش گفتند. کسی گوش کرد؟ فرمانده ی عزیز سپاه ما در آسیب شناسی فرماندهی بسیج حرکتی انجام داد؟ چرا رهبری میگوید اما مدعی ترین نیروهای ولایت مدار سکوت میکنند گاهی؟ حقیقت تلخ اینجاست که فرماندهی بسیج ما در این انتخابات مبهم عمل کرد. سرانجام هم گفت که عده ای غیر بسیجی لباس بسیج پوشیدند و به مردم حمله کردند... مشکل اینجاست که حتی بسیج ما گاهأ نمیخواهد خودسازی کند و به حرف رهبری گوش دهد و این خطری ست که یقه ی نظام را بالأخره در جائی حساس خواهد گرفت.
آقای مداح گوش کنید
من چاکر برادران مداح هم هستم اما جز سعید حدادیان، احدی از این آقایان درباره ی انتصاب مشائی و نامه ی رهبری موضع نگرفت. این خوب نیست، اصلأ هم خوب نیست. یعنی این ساکت ماندنهای مصلحتی، وزنه ی این برادران ما را خیلی پائین آورد. اگر حقیقت داشته باشد که برخی از "هواداران مداحان" ما در آزار مردم و منتقدین به نتایج انتخابات دست داشته اند، راز سکوت این آقایان به سخنان رهبر انقلاب نسبت به برخورد ما "جنایتکاران کهریزک" معلوم خواهد شد. از سعید حدادیان ممنونم که تک صدائی شد در سکوت معنادار برخی مداح نماها...البته جای این سئوال هست چرا آقا سعید زودتر از اینها و مثلأ در مراسم میدان ولی عصر که ریاست جمهور مردم کشورش را خس و خاشاک خواند و آقا سعید هم حضور داشت واکنشی جز لبخند نشان ندادند...
به رهبری هم انتقاد وارد است اما با احترام و بدون هتک حرمت
هرکه گفته انتقاد از رهبری ممنوع است، غلط زیادی کرده است. خود معظم له فرمودند "اگر تحلیل متقابل با نظر رهبری هم داشتید، ارائه کنید" حقیر خودم باور دارم که رهبری فرزانه ی انقلاب اگر دفاع آرامتری از احمدی نژاد داشته باشند، هرگز این فرد به خود جرئت نمیدهد سر مشائی اینهمه لجبازی کند با مقام عظمای ولایت. درباره ی میر حسین موسوی هم -برادرانه میگویم، هرطور دوست دارید برداشت کنید- کم لطفی کردند. یک بازشماری دوباره ی آراء از خیلی اتفاقات تلخ پس از انتخابات جلوگیری میکرد. اما ایشان رهبر ما هستند. باید گوش کنیم. شهید دادیم ولی باید گوش کنیم، این حرف من است. همین رهبر خیلی دارد جلوی افراطیهای دولت نهم مقاومت میکند. این سمت را میبینیم، آنور را یادمان نرود. روزی ثابت خواهد شد این میر حسین بود که به رهبر نزدیکتر بود. حتی شاهد دارم که رهبر هم این را میداند اما... بگذریم.
سایت انصار حزب الله پیش از انتخابات به رهبر عظمای ولایت پرده دری کرد
این سایت آشکارا به محافل نزدیک به رهبری اشاره و آنان را به هواداری نرم از موسوی و تلاش برای پیروزی وی متهم کرد. این حرکات باید دنبال و پیگیری قضائی شود. براستی بودجه ی انصار حزب الله چرا باید از بیت المال و زکات و خمس مردم پرداخت شود؟ مساجد نباید به هر گروهی کمک کنند...
فرمانده ی عزیز سپاه شهادت ۱۳ بسیجی را دوباره مطرح کردند
این اخبار را باید با اسناد ارائه کرد. الآن دوست من احمدک هم مدعی ست که از هواداران موسوی تیر خورده است... خدا سلامتی بدهد اما کجا و کی و چطور هواداران موسوی تفنگ بدست هواداران احمدی نژاد را به تیر بستند؟؟؟ آنچه حقیقت دارد شهادت۲ بسیجی ست و ۱۳ بسیجی دروغ محض است متأسفانه.حتی این دو بسیجی هم توسط سایتهای هوادار آقای احمدی نژاد نام بُرده شده اند و تا کنون مراسم عزاداری برای این دو نیز برگزار نشده است.
براستی چرا میخواهیم بزور تعداد افراد از دست رفته ی هوادار احمدی نژاد را نزدیک کنیم به ۵۰ نفر منتقدی که از دست رفته اند، چرا و این چه عدم صداقتی ست که در ما لانه کرده است؟ این چشم و هم چشمی ایرانی همان "ضعف فرهنگ" ی ست که معظم له اشاره به آن دارند. مدعی ولایت هستیم، گوش هم بکنیم پس، طوطی بودن و ولایت ولایت کردن که کاری ندارد...
روزنامه کیهان و ذهنیت شریعتمداری بر مدار حمایت از حلقه هائی از مافیای خشونت بر ضد مردم است
روزنامه ی کیهان از روزی که رهبری نازنین به کهریزک اشاره کردند، از کوچکترین اشاره ای به این ماجرا زیرکانه سرباز زدند. حتی وقتی علی مطهری این ابهام را مطرح کرد، کیهان با ناسزا گوئی همیشگی با اشاره ی بسیار کوچک و معناداری از این ماجرا رد شد! نباید سابقه ی آقای شریعتمداری سبب شود روزنامه ای که از بیت المال تغذیه میکند به راهبرد "فشار ملایم بر رهبری" برای دست کشیدن ایشان از پیگیری ماجرای کهریزک حتی نزدیک هم شود. کیهان اینبار آشکارا ناخرسندی ضمنی خود را از طرح ماجرای کهریزک نشان میدهد و این از چشمان تیزبین دوستداران واقعی نظام هرگز پنهان نخواهد ماند.
از دشمنی با هواداران معتدل آقای احمدی نژاد خودداری کنیم
برخی از دوستان سبزم میایند و کل حامیان احمدی نژاد را تخریب میکنند. این کار اسلامی نیست. بد و خوب همه جا هست. ما هوادار میر حسین بودیم اما افراط نباید کرد. هرکسی با احمدی نژاد رأی داد، لزومأ با میر حسین دشمن نیست. بگذار هواداران تندروی دولت نهم مُدام ما را تهدید و ارعاب کنند. این نباید سبب شود که ما در جواب به هواداران آگاه آقای احمدی نژاد تندی کنیم... همه ی ما را هم که دستگیر کنند، کرده اند، چه ایرادی دارد؟ ما همه با هم هستیم، نه در آتش زدن اُتوبوس، بلکه در انتقاد به نتایج انتخابات، با شکلی انسانی و اسلامی. نه به گونه ای که رهبری را آسیب بزنیم. باورم اینست که این انتخابات روزی بازشماری خواهد شد. و حدس میزنم که احمدی نژاد بدون دستکاریهائی هم که مسلمأ به نفعش انجام شد شانس پیروزی بدی نداشت اما کسانی که در نتایج انتخابات دست بُردند، همه چیز را تصنعی کردند. کار به جائی رسید که آقای کدخدائی از شورای نگهبان سرانجام به شکل سربسته ای اعتراف کردند که برخی اطلاعات مورد درخواست آقای رضائی، درباره ی صندوق های رأیگیری را هرگز در اختیار ایشان قرار ندادند...
شنیده ام در خارج از کشور میرقصند به نام ندا و ترانه...
اینهم هتک حرمت مخالفین نظام است. کی میخواهیم بپذیریم کفتارهائی به نام مخالف نظام و فسیلهائی خطرناک هم آنسوی آبها هستند که بدروغ با مردم همدردی میکنند؟
عکس بهزاد نبوی مرا شکست

عکس لباس زندانی به تن بهزاد نبوی تنم را به لرزه درآورد و اشک در چشمانم نشست. لبخند بی همتائی بر لبانش داشت. رهبر مهربانم هفته ی پیش جمعی معتاد و مقروض حرفه ای به سیستم بانکی و خلق الله را بخشیدند. براستی بهزاد، این چریک پیر انقلاب(و نیز تعدادی دیگر از خاک خوردگان راه پاک انقلاب) از نظر نازنین مقام رهبری در این اندازه هم نبوده که شامل حکم معظم له شوند؟ آری از رهبرم که سالهاست دوستش دارم و در این راه به احدی هم باج نمیدهم گله ای برادرانه و جسارت آمیز دارم ، گلایه ای با اُمید شنیده ی شدن از جانب ایشان، انشالله.