تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

برای فردی که مثل ما "عُقده ای" نیستند!

سلام به عزیزان، یادداشتی آقای شریعتمداری برای سایت تابناک نوشته اند که نهایت بی ادبی را در زبانی انقلابی نمایانه جا داده اند و حتی مانند بی ادبان ساواکی، کلماتی مانند عقده ای و...تکرار کرده اند(یادتان می آورم ساواک به مذهبی ها و حتی چپ ها در زندان میگفت عقده ای) که البته از فردی مانند ایشان چندان هم مهم نیست،هرچند من هم برای حفظ شرافت انقلاب از منسوب شدن به این بی ادبی ها، جوابی دادم که تابناک چاپ کرده در بخش نظرات، یا علی عزیزان مهربانم

 

سلام بسم رب الشهدا و الصدیقین ، مقاله ی بسیار آتشین،بی نهایت اهانت آمیز و مسلمأ خارج از عرف روزنامه نگاری آقای شریعتمداری را دیدم. برادرم، به کجا چنین شتابان؟ اینهمه "حاشیه" سازی های زیرکانه برای تخریب یک تحلیل سیاسی از چه ناشی میشود؟ سایت بازتاب مسلمأ سایت تابناک نیست، اگرچه نزدیکی هائی میان این دو باشد، بنابراین بسیار با "خاله زنکی" سعی کرده اید بگوئید :این همان سایت است!" حزب اللهی گری هرگز با خاله زنکی در یک فنجان جای نشده اند که بخواهید بند تنبان "حزب الله ناب محمدی" توهمی خود را ، به هشدارهای چرک آلود تمامأ سیاسی آغشته کنید. اگرچه، خط امام راحل (ره) و مقام محترم رهبری، هرگز نیاز به زبانی اهانت گر و بی مانند در تخریب "دوستان انقلاب" نداشته و ندارد و درد و دریغ که "سکوت" خون جگرخوردگان انقلاب، این تصور کژ و واژگون را در دل شما پدید آورد که اهالی انقلاب در رضایتی "ابدی" نسبت به شمایان غوطه میخورند. حمایت رهبر عزیز انقلاب از آقای احمدی نژاد، نه نادیده است که بخواهید آنرا انکار نمائید و نه بشکلی عادی ست که سعی در عادی سازی آن دارید؛ مهم اینست که از این "حمایت های آشکار و صد البته مخلصانه ی رهبر فرزانه ی انقلاب"، استفاده ی صحیح انجام پذیرد، نه اینکه "کیهان" جایزه ی بهترین منتقدان آنرا ببرد و حتی عزیزی چون "سلیمی نمین" نیز لب به انتقاد نسبت به پروسه ی انتخاب منتقدان بگشاید. من هم خدمت مدیر مسئول محترم کیهان هشدار برادرانه ای میدهم که مبادا "کیهان" و "بیت المال" را ملک ابدی و "صومعه سرای جاودان" تصور نمائید ، یا اگر میپسندید با زبان همان خواجه ی شیراز : گر زنم تکیه بر پیر مغان، عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود....hezbolahe-nasle-no.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 3:17  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

سخنی تلخ با برادر عزیزم از وبلاگ "خوجوش"؛ از عدالت تا حمایت...

 

وبلاگ خوجوش اگر یکی از عدالت طلبترین وبلاگهائی نباشد که تاکنون دیده ام، دستکم یکی از پیگیرترین آنهاست. از این نظر است که "خطر تمامأ دولتی" شدن میتواند "ضربه ای جبران ناپذیر" بر پیکره ی این وبلاگ وزین شده، که سبب "تبدیل نسبی" آن به - خدای ناکرده - یک "کیسه ی بُکس" سیاسی میان قوای اجرائی و قضائی کشور گردد. من از نویسنده ی نازنین این وبلاگ - که جدأ دوستشان دارم - میپرسم، که آیا ایشان ندیدند "ریاست جمهوری محترم ما" علنأ برای آمریکا اشاره هائی فرستادند؟ "یکی دو گام" چیست و چه معنائی دارد؟ وبلاگ خودجوش اگر نتواند اولویت های "سیاسی" حزب الله ناب محمدی را درک نماید، نه تنها نمیتواند خوجوش باشد که خدای ناکرده "دولت جوش" خواهد شد. انسان زمانی میتواند انتقادات رادیکال از قوه قضائیه را بپذیرد که دستکم از دوستان یک ستایش از کارهای پسندیده ای قضائی زمان آقای شاهرودی شنیده باشیم. ای دوستان حزب اللهی من، آیا به نظر شما آقای شاهرودی که آن همه جوان را از زندان بیرون آورد به اسلام نزدیکتر است که یا فردی مانند آقای یزدی که بیش از صدها نفر مرد جوان را به بهانه ی عدم توان پرداخت مهریه های میلیونی و گاه میلیاردی به زندان بدون عفو میفرستاد و ادعای "حمایت از حقوق زنان!" را هم با این ظلم در حق مردان جوان داشت؟!؟ از عزیزی مانند نویسنده ی وبلاگ خوجوش انتظار است "تندروی" عدالت نمایانه را از خود دور و "میان روی" اسلام ناب محمدی و مد نظر رهبری را جایگزین آن سازند. متأسفانه هستند عده ای که فرستادن امثال عزیزی مانند "خوجوش" به خط اول جبهه ی دولت بر ضد قوه قضاییه بساید شادمان و خوشحالند، کاش ایشان نیز این را بدانند که فرق است میان حمایت برای عدالت و حمایت برای حمایت.... یا علی و علی علی به اُمید پیروزی حزب الله اصیل و مستقل در برابر حزب الله تندرو و کندروی جعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:40  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

خالی از نفاق؛ مثل جنوبی ها....

 

نمیخواهم بگویم جنوبی ها از همه بهترند...اما... خیلی یکرنگی شان محسوس است. آن دوروئی و تزویر شهرهای بزرگ را ندارند. الآن که این را مینویسم یاد "عدنان" میفتم. توی "ارتفاع پست" بخدا عدنان از هزارتای امثال ما ها بی ریا تر است. چه مُرده باشد و چه زنده (ابهام در خبر راجع به ایشان را یادتان هست؟) برای من یکی خیلی با ارزش است. با یکرنگی خواسته اش را میگوید. نه در هزار توی "نفاق" مثل بعضی از ما... نگاه کنید به خبرگزاری محترم فارس، میاید درباره ی آقای اعلمی جوسازی میکنند. دوست و دشمن میدانند این وصله ها به اعلمی نمیچسبد. اعلمی ممکنست گاهی تندی زبانی کند اما "دشمن ائمه؟" واقعأ از سخنان عجولانه ی امام جمعه ی تبریز متأسفم. بعدش خبرگزاری محترم فارس حتی پاسخ اعلمی را چاپ نمیکند! در نهایت وقتی که اعلمی ناچار از تریبون مجلس حرفش را میزند، تازه خبرگزاری محترم فارس یادش میفتد که بله! میبخشید! اشتباه شد!...برادران خبرگزاری فارس عذرخواهی کردند اما من یک سوال دارم؛ اینهمه "تنش" در خبرگزاری منسوب به "سپاه"، به نفع "دوستان انقلاب" تمام خواهد شد، یا "دشمنان"؟ کاش "فارس" در کادر خبری خود دقت مضاعف به عمل آورد...نباید با آبروی افراد به این راحتی بازی کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 11:40  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

راست؛ نوکر آمریکائی؟! تندروی، نمایش انتخاباتی یا ضرب شصت؟...


در روزهای اخیر موج کناره گیری اعضا و فعالین منتسب به جناح "راست سنتی" و پذیرش استعفاها توسط ریاست جمهوری، جنبه ی خاصی به خود گرفته است. گوئی "راست" در حال تصفیه ی گسترده از جناح سنتی خود است! البته در این میان نمیتوان به قطعیت نظر داد اما از فحوای این استعفاها این گونه بر میآید که پاره ای "نظر سنجی" های خاص، نشان از اُفت محسوس محبوبیت رئیس جمهور در میان افکار عمومی کشور دارد. بخصوص پس از اصرار افراطی ریاست جمهور و هواداران شان در "جاسوس" خواندن موسویان، و برخورد نسبتأ "سرد" نیروهای سنتی "راست" با این اتهام، گویا بوی نوعی "تعمد" خاص نیز به مشام میرسد... اما چه این کنار گذاشتنها بر اساس برنامه های انتخاباتی باشد و بخواهد مثلأ چهره ی "غیر راست" تری از ریاست جمهور ارائه دهد و چه با هدف "تنبیهی" خاص برای جناحی در نظر آید که همراهی چشم و گوش بسته از دولت نهم ندارد و یا...بهرحال نمیتوان این استعفاها را دارای "روندی طبیعي" دانست و یا از آن "کودکانه" ابراز شادمانی کرد. این قلم بیشترین نقدها را بر "راست سنتی" داشته ام، اما این دلیل بر این نیست که این جناح بالکل "بد و غیر قابل استفاده" است. مسلمأ عناصری نسبتأ سالم مانند آقای توکلی و..نیز در میان این جناح هستند که در طی این روند این افراد نیز بی دلیل از صحنه "کنار" تر گذاشته خواهند شد. اگرچه درجریان حذف شاخ و برگی "راست سنتی" از بدنه ی دولت، "جنبه ی نمایشی و انتخاباتی" آن بر "جنبه ی حقیقی" اش ، کاملأ میچربد و برتری دارد اما باز هم نمیتوان نادیده گرفت که حذف بهرحال عملی "ضد انقلابی" ست مگر اینکه با دلایل بسیار محکم اسلامی و انسانی اتخاذ شده باشد و برای ارضای حس سرطانی قدرت طلبی و هوای نفس نباشد.

 چه جالب است نیروهای خاصی که منسوب به بسیج عزیز شده اند ، برای نخستین بار پس از انقلاب ، شعار "راست و چپ، چپ و راست نوکر آمریکائی"(!) را مطرح میکنند. شعاری بی جا و بی دلیل که در برابر قوه قضائیه به عنوان تهدید مطرح میشود و اصلا و ابدا جنبه ی انقلابی آن مد نظر نیست... براستی برای این عزیزان اگر "راست" بواقع آمریکائی بوده چگونه بیش از بیست سال از آن در برابر جناح چپ، چونان "ناموس"شان محافظت میکردند و تعصبات کور نسبت به آن داشتند؟! این شوخیهای دست دهم سیاسی خوب خستگی تحلیل سیاسی را از تن آدمی در می آورد! به حضرات یادآوری میکنم "سکوت خفه خونی" شان را در هنگامی که جواد لاریجانی ، تمامی اطلاعات سیاسی داخلی کشور را به ارزان ترین وجه به نیک براون انگلیسی فروخت.آیا آن موقع، "راست...نوکر آمریکائی و انگلیسی" نبود؟!؟(اگرچه به نظر من همان جواد لاریجانی نیز امروز حق نظر دادن دارد و صد البته جواد لاریجانی امروز نه تنها جواد لاریجانی دیروز نیست که دستکم برای من، بسی آگاه تر و با ارزشتر از برادرشان علی لاریجانی است)

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:7  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

سازمان فدائیان و مجاهدین "جناح راست"! تقدیم میکند: فصل عزیز،دوست داشتنی و دشمن شکن انتخابات!

 

باز دوستان و رفقا، همه "راست" زدند!

انتخابات فصلش رسید و با سالاد، ماست زدند!


جناح چپ که در کمای کامل بسر میبرد

"راست" به لشگرکشی هاست و به "انگلیس" خبر میبرد!


دوره "هاشمی" تمام شد و قدرتش به نوسان میزند

"احمدی نژاد" بین که رقیب هنگامه ی ضعف میزند!


"هاشمی" که قهرمان "حضرات" بود بر ضد "جناح چپ"

حالا دشمن است و مالخوار و فتنه ها را همه سبب!


ملتی خالی از حافظه که دیروز یادش نیاید

چگونه "مسلمان" شود و به "الله" دل بساید؟


همه رزمنده ها خامشند گوئی "هناق حق گفتن" است

همه دلسوزان مطرود، گویا نمازها، نماز خفتن است


زمان انتخابات شد و باز "مؤتلفه" از "اسلام" یاد کرد!

و یاد این اُفتاد که "ایران" کشوری ست که باید "به باد" کرد!


"جمعیت ایثارگران" فقط نگران اقتصاد است!

گویا سیاست و دین و اجتماع همه با ثبات است!


"کیهان" جایزه میگیرد پشت هم از "دوستان"!

"رسالت" میشود مقام دومِ بهترین "منتقدان"!


رفقای مذهبی و اهل مسجد و پای عاشورا

همه مغزشوئی میشوند به راه باهنر و لاریجانی و احمدی "هورا"!


تلقین بر اینست از در و دیوار که "قحط الرجالیم"!

کشور آقا امام زمانیم(عج)، اما  از نبود "آدمش"! در "خجالیم"!


باز انتخابات سر رسید و حزب اللهی نما، حاجی محل

دید "راست" چه میگوید و گفت :"اینست فرموده ی خدای عز و جل"!

 

 


 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 2:31  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

آنچه نازنین برادرم ده نمکی با صداقت برای انقلاب میخواهد و آنچه که بهرحال ممکنست رخ دهد


مسعود ده نمکی از آنجا با ارزش است که "بی دیدن" اعتماد میکند. نگاهی به لیستی که در وبلاگش افزوده بیاندازید: هیچکدام با زد و بند و پارتی بازی و رابطه در پیوندها نیامده اند. خواسته است انصاف و مروت اسلامی را رعایت کند و الحق کرده است. آنجا که از وبلاگی انصاف دیده، خود هم انصاف کرده. سعی کرده "منصفان" اهل نقد و نظر پایشان بُریده نشود از داشتن بلندگو. همینکه "اعتماد" کرده برای من یکی با ارزش است و بسیار پر بها، از این نظر که میبینم "ده نمکی" جزو آنهاست که دلش زنده است به نور عشق و محبت اسلامی و به جناح بندی محض نمیاندیشد. من که زمانی دستکم ۳ بار دفاع تند و تیز از احمدی نژاد داشتم اما همراه دوستانی مانند فرمانده پسندیده (وبلاگ مجادله) بمرور به صف منتقدان آقای احمدی نژاد پیوستم. حالا چرا و چگونه دوستانی مانند حقیر یا فرمانده پسندیده بمرور به انتقاد از آقای احمدی نژاد روی آوردیم، بماند که در مجال این قلم نیست. اما منتقد بودن من و هواداری آقای ده نمکی هیچکدام مطلق نیست و نبوده و صد البته تا به ابدیت یکسان نخواهد بود؛ چه هم ایشان گاهی انتقادی ملایم از دولت نهم داشته و هم بنده با روی گشاده از فلان تصمیم دولت نهم یاد کرده ام. اما برادرم مسعود ده نمکی در یکی از پستهای وبلاگشان مینویسد :" روز نا مه جمهوری اسلامی به قلم مسیح مهاجری در دفاع از دانشگاه آزاد و موسویان خواستار محاکمه احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران شد" مسلمأ در روزنامه ی جمهوری اسلامی چنین مطالبی بشکلی پراکنده وجود دارد اما بعید میدانم آقای مهاجری با نوشتن این مطلب، معتقد به نبود هیچ مشکلی در دانشگاه آزاد و بی اشکالی در آقای موسویان باشد...اساسأ چگونه روزنامه ای که همراه سلام جزو تنها روزنامه های مخالف آقای رفسنجانی بودند، ناگهان باید بشکلی غیر منطقی از دانشگاه آزاد و ...دفاع نماید؟ من بر خلاف نازنین برادرم مسعود ده نمکی، میدانم برداشت آقای مهاجری اینست که "تندروی" در "هر که مست است گیرند" ما را به ناکجاآباد خواهد بُرد، چه پنداشتن اینکه تمامی مشکلات آموزشی جامعه با اصلاح دانشگاه آزاد حل میشود، امری ماهیتأ بر باد است.مسئله ی جاسوسی آقای موسویان، پیش از آنکه توسط جنجالهای فردی با "سواق خاص امنیتی" مانند آقای نوری زاده در لندن تأئین و سپس بر سر زبانها انداخته شود، نیاز به بررسی دقیق دارد و باید دور از مچ گیری های سیاسی به آن پرداخت. در ادامه برادرم مسعود میگویند :"گفتنی است علی رغم انتساب این روزنامه به مسئولان عالی رتبه نظام این  روزنامه در اتخاذ مواضع راه و مشی دیگری دارد از نمونه  نوع برخورد روزنامه جمهوری با شهید آوینی و چاپ مقالات بسیار تند بود که با مواضع رهبری هیچ سنخیتی نداشت ." این درحالیست که حتی کیهان تهران نیز به شهید آوینی حملات شدیدتری کرده بود و در این امر روزنامه ی جمهوری اسلامی تنها و تک نبود. درا دامه باز برادرم مسعود میگویند :"گرچه یک روزنامه به خودی خود می تواند مبین افکار گردانندگان آن باشد و کسی نباید مانع این گونه سخنان باشد اما وقت آن رسیده که با یک شفاف سازی مشخص گردد این روزنامه  سخنگوی چه جریان سیاسی است و انتساب و یاشایعه انتساب آن به مسئولین عالی رتبه چقدر صحیح می باشد ..وآیا با توجه به  عنوان کلی روزنامه می توان مواضع  آن را به عنوان مواضع رسمی نظام دانست." اما آیا وقت آن نرسیده تبیین شود روزنامه های دیگر از جمله (ابرار، کیهان، جوان و...) بازگو کننده ی افکار کدام جریان سیاسی هستند؟ روزنامه ی جمهوری اسلامی، بر خلاف نظر برادر عزیزم مسعود ه نمکی، در زمان تندروی های خط امام جلوی آنها ایستاد، در زمان بوق و کرنای "سازندگی" نقد را فراموش نکرد و امروز در گرماگرم "دولت نهم" سکوت پیشه نمیکند تا مانند کیهان "جایزه"! بهترین منتقد! دریافت نماید... مسلمأ پیروزی احمدی نژاد ، موفقیت جریان مذهبی در کشور است اما این نباید سبب شود که جریان مذهبی چنان به مُهر تأئید تبدیل شود که حیثیت سیاسی خود را نزد مردم از دست دهد. در ضمن، "عنوان کلی" یک روزنامه، حق آن روزنامه است. حقی که به آن روزنامه داده شده است؛ چه عنوان روزنامه ی بنی صدر "انقلاب اسلامی" است و حتی "آیندگان" نیست... آیا باید حاکمیت، برود و این حق را از بنی صدر بگیرد؟! من بعید میدانم آقای مهاجری، برای انقلاب ما ، بدتر از بنی صدر باشند؛ چه حتی از گوشه و کنار هنوز سخن از نامه ی بسیار محرمانه ی امام راحل (ره) به بنی صدر، پس از پایان جنگ تحمیلی ست که بدلیل حساسیت بسیار بالای این مسئله، تنها با اشاره ای کوچک از آن عبور میکنم.(یا حتی گفته میشود که امام یکبار پس از رأی عدم اعتماد مجلس به رئیس جمهور وقت، در محفلی به مقامات گفته بودند :مراقب باشید آقای بنی صدر له نشوند) و پایان کلام اینجاست که، ما ایرانیها، باید قبول کنیم استعداد "تندروی" داریم. تاریخ پیش روی ماست و نمیتوان گفت مزدک و خوارج و ...در جاهای دیگر اتفاق افتاده اند. ما - چه خوشمان بیاید چه نه - احتیاج داریم به بازداری از تندروی. روزی که امثال روزنامه ی جمهوری اسلامی بسته شوند، چیزی عاید ما نخواهد شد جز اینکه از این پس، جریان مذهبی کشور ، حیثیت خود را تمام و کمال در قایق "دولت نهم" خواهد گذاشت. آیا ما ، حتی اگر بخواهیم، از آقای مان امام زمان (عج) اجازه ی چنین ولخرجی اعتقادی را داریم؟ برادر نازنینم ده نمکی، به حق و از روی دلسوزی برای خون شهدای عزیز انقلاب، تاب دیدن شکست آقای احمدی نژاد را در هیچ بُرهه ای از زمان ندارد، اما نه تنها این واهمه خود نباید دامنه دار شود بلکه با عرض جسارت به برادرم میگویم که ما به نوعی  با همین شکستها ست که میتوانیم نقاط ضعف مان را شناسائی کنیم و دولتی اسلامی تر و عدالت طلبتر ایجاد کنیم. انشالله آقای ده نمکی از من به دل نمیگیرند. یا علی و علی علی به اُمید پیروزی حزب الله اصیل و مستقل
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 13:9  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

سلام بر شهدا سلام بر امام سلام بر انقلاب....

ما انقلاب کردیم که کمر طاغوت را بشکنیم، هرچند که با آقای احمدی نژاد اختلاف سلیقه داریم اما برای ما احمدی نژاد با تمام اشتباهاتش از صهیونیسم طمع کار جهانی هزاران بار سالمتر و بهتر است. گوش به فرمان رهبریم و از سلاله ی شهدای انقلاب. ما عاشق حسیننننننننننننننننننننن فاطمههههههههههههههههه ایممممممممممم ، یا علی
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 11:37  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

ضرورت دقت در هنگام سخن گفتن راجع به رهبری عزیز انقلاب؛ هشداری انقلابی ست

 

 فشار زیادی بر رهبری هست که از آقای احمدی نژاد دفاع کنند. درحالیکه آقای احمدی نژاد نه تنها قدردان نیست بلکه اخیرأ گفته اند: "ما به آنها که میگویند ما بین رهبری و احمدی نژاد اختلافی است میخندیم!" این فشار را خود مقام عظمای ولایت نیز تا حدی بر خود واجب میدانند درحالیکه احمدی نژاد علنأ میگوید به این چیزها میخندند؟! این چه طرز حرف زدن است؟ مگر کشور شهر هرت است که ایشان راجع به رهبری اینگونه حرف میزنند؟ من اینجا علنأ میگویم، قانون نباید اجازه دهد. حتی اگر - بر فرض محال- خود مقام محترم رهبری تا حدی با دیده ی مساحمه به این امر بنگرند تا دولت ظاهرأ اسلامی نهم تضعیف نشود و ...(که البته نیت خوب رهبر نازنین انقلاب را نشان میدهد) قانون اساسی اجازه نمیدهد. رهبری بالاتر از فرد و شخص و دوره است و باید حرمتش تا ابدیت انقلاب و ظهور آقا امام زمان (عج) حفظ شود. چطور است که رهبری عزیز حق ندارد حتی در یک مورد با آقای احمدی نژاد مخالف باشد؟ این گردن کلفتی بعضی ها از کجا ناشی میشود؟ آهای بسیج بیدار باش. آهای سپاه عزیز بیدار باش. هرچیزی حدی دارد. من جسارتأ عرض میکنم که این دفاع رهبری باز هم مانند دفاع رهبری از جناح راست، رهبر عزیز انقلاب را باز طبق معمول نزد پایه های انقلاب، یعنی مردم عزیز بی دلیل مسئول ریز و درشت دولت نهم خواهد کرد و در زیر ضرب افکار عمومی قرار خواهند داد.مگر جناح راست نسبت به دفاع جانانه ی رهبر از ایشان قدردان بود؟ جز اینکه برای ادامه ی حاکمیت خود رهبر را بدنام میکردند مُدام؟ قتلهای زنجیره ای را راه انداختند اما رهبر را کاملأ بی اطلاع گذاشتند چون میدانستند ایشان تن نمیدهد؛ درحالیکه بسیاری روحانیون شان حکم ارتداد پیروز دوانی و محمد پوینده و...را داده بودند، دوم خردادی ها هم در این میان از آب گل آلود ماهی گرفتند! راستی چرا بعضی ها تا حد تخریب رهبری از ایشان سواستفاده میکنند؟ دوست دارم همه اینها را آگاهانه بخوانند و تأمل کنند. رجوی ها توی دهانشان خورد چون خواستند به قانون اساسی بی احترامی کنند. بنی صدرها هم. احدی بی احترامی به قانون اساسی کند، اگر مسئولین سکوت کنند، سکوت در قبال انحراف اکبر است. سخنرانی اخیر آقای احمدی نژاد و اتهامات زننده به ریاست تشخیص مصلحت نظام - حتی اگر بر فرض کاملأ درست باشد - غیر قابل طرح پیش از دادگاه صالحه بوده و از نظر طرح عمومی قابلیت پیگرد قضائی دارد. اهمال در چنین کاری، پایه های قوه قضائیه ی کشور را چونان موریانه خواهد جوید. اقدام اخیر قوه ی قضائیه در صدور حکم دستگیری افراد افراطی دانشجو نمای ضد قوه قضائیه، بسیار تحسین برانگیز بوده و باید هشداری به افراطیون دولت نهم تلقی گردد. صبر انقلاب هم حدی دارد برادر احمدی نژاد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 12:29  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |