تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

چرا ما نهایتأ یک خرده انقلابی صهیونیستیم و حضرات که نفاق و دودستگی میکنند،گارانتی شده در خط رهبری!

اخیرأ چند وبلاگ تمامأ سیاسی، لوگوی "اخراجی ها را ازتلویزیون{آنهم نه سیما!} پخش نکنید!" را آنهم با علامت تعجب بر گوشه ی وبلاگ خود قرار داده اند. این وبلاگها که یک "گروه منسجم" هم هستند و از نظر مکانی "گویا" از یک "مکان" خاص ...هم استفاده میکنند، عقایدشان مبارزه با انحراف است. از طرفی دیگر اینها ادعای عدالت ناب هم دارند. از سوی دیگر اینها میگویند باید سعی کرد انقلاب به دست نااهلان نیفتد. آیا مسعود ده نمکی نا اهل است و حضرات همگی اهل؟ آیا فیلم "اخراجی" ها ، انحراف اخلاقی دارد؟ این فیلم کجایش با عدالت در تضاد است؟ اینهمه دست و پا برای اینست که مبادا قشر جوان ما بتواند با اهل جبهه احساس نزدیکی کند؟ و براستی آیا تمام اینها حمایت از انقلاب است؟ یا در کیسه کردن انقلاب؟ نه اشتباه نکنید، اینها همان ها هستند که در زمانی که در سیمای لاریجانی ، فیلمی درباره ی رابطه ی "همجنسگرایانه" میان دو آلمانی (هرچند با اندکی سانسور، اما کاملأ قابل فهم) پخش شد، نه تنها حرفی نمیزدند بلکه از لاریجانی ها به به و چه چه هم میکردند. میگفتند لاریجانی، صد در صد مورد تأئید رهبری ست. آری این همان لاریجانی بود که رهبری بیش از سه بار زمان صدارتش بر صدا و سیما به وی تذکر دادند. یکبار در باب انحراف در طنز، یکبار در قبال کیفیت برنامه ها و بار دیگر درباره ی کمبود پخش مسائل نماز در صدا و سیما. آری اینها همان تیپی هستند که به تذکرات جزئی مقام محترم رهبری بارها با چشم باز، چشم بستند اما "احدی" را در اطائت از رهبری، همپای خود نمیدانند.اینکه تا کم میاورند خود را به صحرای کربلا میزنند که بله! ما هوادار عدالت نابیم!آخر مگر میتوان مومن بود و هوادار عدالت ناب نبود؟ چرا سفسطه میکنند؟ یعنی تمام مردم و منتقدان دولت نهم ثروتمندند و فقط اینها "پول" کم دارند؟ اینهمه ادعا و دلیل در درستی خودشان! توی آستین دارند ماشالله، من مانده ام چطور خدا را قبول کرده اند! همه اش خود را به مظلومیت میزنند و به اندازه ی نخودی از اشتباهات را به گردن نمیگیرند و همیشه گردن کلفت میکنند به نام عزیز انقلاب و هرکسی هم حرف میزند، انقلاب را جد در جد مالک میشوند وبعد میگوئید پیرو ولایت هم هستند!

یک پرسش از اهل تکفیر ثانیه ای؛

ولایت چه میگوید؟ گوش کرده اید؟ مگر ولایت نگفت اجازه بدهید انتقاد درست شود؟ شما حتی میگوئید امثال ده نمکی حق فعالیت ندارد! آری یک چیز را باید اعتراف کرد، فاطمه ی رجبی، آن باصطلاح خواهرتان ، با تمام بی ادبی که میکند، شرف دارد به شما. دستکم من از او شنیدم لاریجانی و توکلی را نقد کرد، اما شما ، شما و شما که داد عدالت و انتقاد تان گوش مردم را کر کرده، دست و پایتان همواره سست شده که یکبار هم که شده بگوئید لاریجانی ها هوادار اسلام آمریکائی بوده و..ترسوترینید و ادعای عدالت تان هم داد و نعره است. به قول مقام محترم رهبری: من که فرد بی باکی ندیدم" البته ایشان داشتند درباره ی مخالفان نظام میگفتند اما متأسفانه این حرف درباره ی شما هم صادق است. براستی چرا با شما بحث رودروی نمیکنم؟ برای اینکه میدانم وقت تلف میکنید. میائید در وبلاگ ها و گریه راه میاندازید. گویا همه دشمن انقلاب اند و شما ناگهانی دوست درآمده اید. هزار بار گفتیم این کارها را نکنید، دوباره معرکه میگیرید. آری آن خواهر تندرویتان، با تمامی اسائه ی ادبش، دستکم از شما و دوستان تان بس "مرد" تر است و اینرا من اعتراف میکنم. آری من از نظر شما بسیجی نیستم، اما هم من هم دختر عمویم عضو بسیجیم و دختر عمویم آنقدر شرف و جرأت داشت که در زمان انتخابات در خود بسیج گفت که هوادار رهبری و خاتمی ست،و حتی کمی آنجا جو متشنج شد،یکی هم درآمد و گفت که بسیجی یعنی مدافع رهبری و احمدی نژاد! اما خود فرمانده ی ناحیه گفت هیچ ایرادی ندارد،اما چرا اینرا گفتم؟ چون در رای من که از نظر شما احمالأ جزو گروه وادادگان و پس ماندگان و غیر انقلابی های اصیل و بی ایمان هستم، همان دختر عمو، هزار بار مرد تر است از آنها که ریش ها دراز کرده اند به نام عدالت، دولت نهم، مردم داری ...و حتی نخودی به توصیه های رهبری عزیز نظام آگاهانه عمل نکردند. راستی مگر رهبر نگفتند شایعه نسازید پشت افراد؟ باز دارید دری وری میگوئید پشت خاتمی؟ باز دارید ده نمکی را "ناصالح" میشمارید؟ مگر خودتان چقدر صالحید؟ چند هزار مرتبه - به فکرتان - صالحتر از مائید که ما نمیفهمیم؟ ای وای بر شما با اینهمه ادعاهای رنگارنگ و چند لایه، وای وای وای

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 15:26  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

حقنه ی بوی گند تهمت و تخریب و افترا به نام معِطر،علوی و طلائی عدالت

 

با تمام تأکید مقام محترم رهبری بر اعتدال در جامعه،رسانه های افراطی هوادار دولت،هنوز و هنوز و جای مانده در فضای تند و تیز انتخابات سوم تیرماه ازلی و پایان ناپذیر، در حال نواختن طبل جنگ با رقیب خودی هستند. همانها که زمانی در جواب کوچکترین انتقادی به هاشمی رفسنجانی میگفتند:"حیف که آقا گفته با اینها(روزنامه ی سلام و...) کاری نداشته باشیم وگرنه..." امروز زننده ترین تهمت ها را به هاشمی رفسنجانی میزنند. سایت رجانیوز که ید بالائی در به هیچ گرفتن سخنان رهبری نظام دارد، اینروزها در تلاش است که انگ "میلیشیا" که واژه ای منحصر به توصیف بخش نظامی سازمان منافقین است را به تمامی منتقدان دولت وارد سازد؛ کاری که ابله ترین افراد در جامعه ی سیاسی امروز نیز میدانند نه تنها عملی نیست بلکه "افکار پنهان" و "منحط" حضرات سوپر انقلابی را نیز عیان خواهد کرد. انقلابی بودن، محتاج به افزایش میزان تهمتهای روزانه نیست. انسان باید خود را بشناسد. انقلاب و اسلام را بشناسد. هرزه گری جریانات راست افراطی را بشناسد. یادش نرود همین جریانات بودند که سالها در "کیهان تهران" آدرس غلط برای مبارزه با سرمایه سالاران میدانند، زمانی که روسا در حال نوش جان پول مردم بودند ، فلان مسول دست دهم و بدون قدرت توسط "کیهان" بی آبرو میشد.وقتی زمان محسن رفیق دوست در دوران زندان و محکومیت خود، در هتلی در آلمان سپری میشد، کرباسچی بجرم اندکی خرج در سرسبز کردن تهران محاکمات سریالی میگشت، آری الله اکبر از کیهان عدالت خواه تهران! مقام عزیز ولایت ببینند که چه "جریاناتی" دارند کشور را به ورطه ی "برادر کُشی" سوق میدهند.و ریاست محترم جمهوری که-در اشتباهی که مسلمأ مشاوران شان در ایجاد آن نقش اساسی داشته اند- با نمایندگان دست چین شده ی بخشی از دانشجوها دیدار میکند، اینرا بدانند که "دروغ" استوار و جاودان نیست، هرچند که بظاهر زیبا بیاید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 12:45  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

شنیده ی منتشر ناشده ای از رهبری محترم و یک حاشیه ی دانشجوئی

 

۱-قضاوت در باره شخص ریاست محترم جمهور و دولت عدالت خواه(اگر بگویم مدعی عدالت خواهی، میایند جنجال میکنند که:بی خود میکنید! عدالت خواه اصیل هم ایشان هستند!) نهم، امری به مراتب سخت، پیچیده و چند لایه است. مسلمأ این دولت دستاوردهائی داشته است، بعید میدانم جز عده ای منکر دستاوردهای مثبت این دولت باشند؛ برای مثال ما با پدیده هائی مانند سرکوب های نیروهای سیاسی بشکلی که در زمان هاشمی و جناح راست انجام میشد ، رودرو نیستیم. مثلأ یکدفعه از خواب بلند نمیشویم که ببینیم مثلأ تمام ملی مذهبی ها در زندان اند، آنهم افرادی که از نظر سنی با سن مرگ طبیعی فاصله ای ندارند! اما حکم اخلال در امنیت ملی را یدک میکشند! اینها مثبت است اما دولت در زمینه های دیگری برخوردهای عجیب دارد. مثلأ سیاست تزریق پولی دولت ایجاد تورم عجیبی کرده است.اعطای وام های بی قاعده، خانه سازی های راندومی و بی قانون، استفاده از عناصر قوا و نهادهای دیگر نظام در دولت برای ایجاد پوشش محکمتر سیاسی برای دولت. حقیقت اینست که جناح چپ و راست نظام نتوانستند مجریان خوبی برای ادامه ی انقلاب اسلامی باشند. جناح چپ با خالی کردن سرمایه های ملی و خوراندن آن به مردم و جناح راست با دزدی های آشکار و پنهان و سرمایه سالاری، هر دو در خیانت به آرمانهای انقلاب آگاهانه یا ناآگاهانه دست داشته اند. اما امروز با اینکه تمامی اُمیدهای ما به اصولگرائی ناب بسته شده است، گاهأ و از جانب برخی هواداران افراطی دولت نهم شاهد رفتارهای ناپسند و تند هستیم. سکوت نسبی ریاست جمهور محترم دراینباره، خود به بی رحم تر شدن نیروهای ریاکار درون دولت افزوده است.

۲-گویا در زمانی که مغزهائی! مانند کیهان تهران به این نتیجه ی "کیهان بچه ها"ئی رسیده بودند که امکان "بنی صدریزه" شدن شخص آقای خاتمی وجود دارد!، مقام محترم رهبری در پاسخ به حضراتِ سوپر نگران! برای انقلاب اسلامی،- در جمعی خصوصی- زیرکانه و با شوخ طبعی خاص خودشان میگویند :" آقای خاتمی ما را به درب دروازه ی جهنم خواهد بُرد، اما ما را به توی آن هُل نخواهد داد!" گوئی رهبری عزیز نظام چندان تمایل ندارند درباره ی آقای احمدی نژاد نیز چنین چیزی بگویند،اما دستکم جسارت دانشجوئی من این حاشیه را میزند که اگرچه احمدی نژاد عزیز مُدام برای ما از امام زمان (عج) و بهشت موعود سخن میرانند، اما نگاهی گذرا به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی امروز جامعه به خوبی آشکار میکند که این وعده ،به هر لباسی نیز که آراسته باشد، به تحقیق موجودیتی "بهشت گونه" و "امام زمانی"، آنگونه که آن عزیز خود نیز کودکانه به آن دلبسته است، بر تن نخواهد داشت.    

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 10:35  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

یک روایت از مرحوم نخودکی

 

اول - روایتی از آقای نخودکی "بزرگوار اهل طریقت شیعه" در مشهد هست که میفرمایند : "همنشینی با منافقِ تندرو، خود گناه است" این را از مبحث نوه ی ایشان در جلسه ای حضوری شنیدم. برای همینست که "حضرات تندرو" به وبلاگ من می آیند اما حقیر به آنها در هیچ شرایطی هم سری نمیزنم. اساسأ هرگونه سخن گفتن با این افراد، نه تنها وقت تلف کردن است بلکه خود "بیماری زا"ی روح و جسم است. این حضرات نه تقوای کلام دارند و نه ادب حضور و نه جرأت و شرف. همه اش ادعا و تهدید و ارعاب است. به قول خودشان؛ "النصر بالرعب" ...آشکارا نیز اینرا میگویند و از عقوبت اسلامی اُخروی آن کوچکترین ابائی ندارند.

دوم - مدتها پیش فردی بود در وبلاگهای اینترنتی با نام حاج علی. این فرد باصطلاح "پته" ها را رو میکرد! همان تندروی حضرات را داشت اما جالب اینجا بود که آنقدر ساده بود علنأ حرفها را روی میکرد. مثلأ یکبار که از وزیر کشور آقای احمدی نژاد که بدلایلی اجازه نداده بود "رایحه ی خوش خدمت" بدروغ پیروز شود ، ناراحت شده بود. حاج علی نوشت: " این آقا فراموش کرده چگونه بر و بچه ها از گندهائی که در اوین و ...زد کشیدندش بیرون و..."! این حرفها ، حرف دل حضرات تندرو بود اما مشکل اینجا بود که این آقایان نمیخواهند هر حرفی را که در دل دارند بزنند. نفاق که شاخ و دم ندارد. همه شان به حرفهای حاج علی اعتقاد داشتند اما میگفتند که :حاجی نگو این حرفها چیست!" یعنی که یعنی! جایش نیست! زمانش نرسیده! یعنی شما خیال میکنید "فریدون" به حرفهای "بسیجی افشاگر" درباره ی این باور عجیب و غریب که "شهید همت" بهتر از دیگر شهداست اعتقاد ندارد؟! بخداوندی خدا که دارد اما چون زرنگتر از "بسیجی افشاگر" است نمیخواهد این حرفها الآن رو شود. مگر کم شنیدیم از همین حضرات که ناجوانمردانه میگویند:"شهید باکری هم اواخر کمی چپه کرده بود ها!" تمامی حرف حضرات تندرو به حاج علی و بسیجی افشاگر اینست که ":بی خود میکنید الآن لو میدهید !" وگرنه به نظر من، سگ حاج علی و بسیجی افشاگر شرف دارد به...، چون دستکم اینها تندرو هستند اما منافق نیستند. آهای شما .... که شهید باکری را مورد دار میدانید، دستکم شرف بسیجی افشاگر را داشته باشید که از روی سادگی به این ورطه ی کثیف ایدئولوژی شما اعتراف میکند که : "همت کجا باقی شهدا کجا" بگوئید که حتی میان آن عزیزان دشت بلا هم اینگونه منافقانه فرق میگذارید. اعتراف کنید که حتی "شهدا" را هم با کوته نگری خویش قضاوت کرده اید. و مگر کسی هم مانده که قضاوت نکرده باشید ای خود محوران خود حق بین؟

سوم - حضرت باقر العلوم (ع) حدیث عجیبی دارند. ایشان میفرمایند :"کسانی که جواب بحث دیگران را با پرخاش میدهند، در ژرفای چهارم دوزخ جای دارند" به عزیزانم میگویم ، با اینها بحث نکنید. مگر کم از اینها بوده اند که از بس تندروی کرده اند، ناگهان قاطی کرده و از خود اسلام هم دست شسته اند؟ شریعتی کبیر سخن بکری دارد. ایشان با زیبائی نادری میگویند :" دیگر کاملأ مشخص شده که عاقبت تندروی، کندروی ست" خدا به همه ی ما تقوای دوری از مدعیان را عطا فرماید، آمین.

چهارم - عزیزی مدام به وبلاگ من می آید و از فیلم آقای ده نمکی انتقاد میکند. این انتقاد ایراد ندارد اما بشرطی که خودمان قدمی برداشته باشیم. برادر عزیزم شما فکر میکنید آقای ده نمکی اشتباه کرده، خب، یا علی. بفرما شما یک کتاب بنویس و بگو شهدا اینگونه نبوده اند. دور چهارم مذاکرات با آمریکا دارد رقم میخورد، قیمتها در این حد کمر شکن بالا رفته است و دولت نهم هنوز ادعای این را دارد که ۱۰۰% مورد تأئید رهبری ست. من جسارتأ فکر میکنم مسائل مهمتری جز باصطلاح انتقادهای تند و افراطی از فیلم "اخراجیها" هم داشته باشیم. نه برادر عزیز؟  

 

در پایان از شما میخواهم به کلام زیبای مهندس میر حسین موسوی  نگاهی بیافکنید، بگذارید بدانیم برای چه جبهه ها پر بودند از عاشق، یا علی!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 10:37  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

اشتباه بازتاب و سوء نیت دادستان محترم تهران

 

در اینکه سایت بازتاب، بخصوص در مواردی میتوانست "حرفه ای" تر برخورد کند شکی نیست. برخی مواضع این سایت در قبال ریاست جمهوری، با اینکه با صداقت همراه بود اما بدون درک خطیر "برآیند نیروهای حاکم" انجام پذیرفت. همین راه را بر فشارهای بیسابقه بر این سایت باز کرد. در این میان روزنامه ی کیهان، سایت رجانیوز، سایت نوسازی، شریف نیوز، روزنامه ی رسالت و...بر شدت حملات خود بر سایت بازتاب افزودند. در این میان سایت محترم عدالتخانه نیز بشکل تأسف برانگیزی به انتقادهای هرچند ملایمتر اما ادامه داری نسبت به سایت بازتاب ادامه داد. انتقاداتی که بار مثبتی نداشت و سایت بازتاب را بیشتر به واکنش واداشت. از جانب دیگر، سایت فارس و خبرگزاری مهر و روزنامه ی جمهوری اسلامی با حمایت نسبی از سایت بازتاب، نسبت به این روند ابراز واکنش کردند. اشتباه دیگر بازتاب در این بود که از چند زاویه متفاوت سعی کرد با مخالفان اصولگرائی اصیل مبارزه کند. همین مسئله، نیروی بازتاب را به اتلاف کشانید. اما در این میان، حرکت دادستانی تهران آقای مرتضوی بسیار ناپسند و قابل انتقاد است. من یاد ایشان میاورم که در هنگام شکایت آقای طه هاشمی از مجله ی عاشورا ، وقتی هنوز طه هاشمی وارد جلسه نشده بود، خطاب به گردانندگان عاشورا گفت:"نگران نباشید، هر شکایتی هم بکند من شما را تبرئه میکنم!" یادتان نرود که اسناد در حد ارائه هست و صبر "رهبر نازنین انقلاب،ریاست محترم قوه قضائیه، مردم انقلابی و اصولگرایان حقیقی" هم ابدی نیست.

بعد التحریر : بلافاصله پس از بروز کردن وبلاگ، در سرعتی که تنها از "برخی" بر میآید، در نظرات توهینهای شدیدی به امام راحل (ره) انجام شد! این مطلب که دارد دادستانی را خطاب قرار میدهد و به مخالفان نظام کاری ندارد! عجب ندانم کارهای داریم! میخواهند با گذاشتن این نظرات بعد خودشان بیایند بگویند: "ببینید! تبدیل به محل نظر دهی مخالفان شده است!" در ضمن صاحب این وبلاگ آمادگی دارد اسناد ادعای فوق را "تنها" به دفتر مقام محترم رهبری تحویل دهد. یا علی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 22:56  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |