تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

مسیحیت اصیل؛ در تنگنای یهودی شدن صهیونیستی

 

در تنها سفر خارج از کشورم ایشان را دیدم، موهای سپیدش مانند "حواریون" به اطراف بلند است و سرش گوئی "عیسای مسیح(ع)" نورانیتی عجیبی دارد! نه! بخدا اغراق نمیکنم، کاش بودید و بر حرفم صحه میگذاشتید. اسمش casey Bاست و ادعایش اینست که "مسیحیت اصیل" را دنبال میکند. بیش از هزاران جلد کتاب خوانده و در سنین ۶۰ سالگی خود بسر میبرد. اما عقاید انقلابی که دارد و اینکه "عیسی(ع)" را "تنها چریک" واقعی تاریخ میشمارد بسیار شگفت بر انگیز است! همینجا برای "اهل حرف در بیار" بظاهر اولترا ارزشی بگویم که برایم هیچ اهمیتی ندارد که بعد از انتشار این متن چه تهمت تازه ای بارم کنید! احتمالأ از فردا متهم خواهم شد به مسیحیت افراطی! البته بد هم نیست، این تقلای دوستان "انگ ساز" را نشان میدهد که لحظه ای از وقت گرانبهای خود را برای "حرف درآوردن های خاله زنکی" از دست نمیدهند، اگرچه خود و رهبران بیمارشان آنرا "بیداری بسیجی وارانه"! بنامند! وه چه باک! بگذار بنامند!


دیدار با فردی casey Bمانند ... آسان نیست، تعریفش را شنیده بودم و باید هرجور هست پیدایش میکردم. گمان میکردم فردی با این عقاید انقلابی بر ضد سرمایه داری، اگر اُستاد دانشگاه نباشد، دستکم دبیر و معلم فلان جا باشد اما...چیزی دیدم که تکانم داد، او همانند عیسای مسیح بی جا و مکان و حتی بی خانمان بود...همین بود که هرچه میگفت بر دل سخت مینشست. به قول "کیهان تهران" ، "ویت کنگ کافه نشین" نبود!

س- میخواستم ببینم نظرتان راجع به مسیحیت چیست؟ ج- ببینید، مسیحیت را تکه پاره کرده اند. بگذارید راحت تر بگویم، مسیحیت را "کانیبالایز"(آدمخواری) کرده اند و این چیزی که امروز از مسیحیت بظاهر باقی مانده ، شاید هفت الی هشت درصدی ست که بجا مانده. این حرف من شاید آرمانخواهانه به نظر برسد اما خود "جان" از حواریون مسیح میفرماید که :" اگر تمامی کتابها و نویسنده های جهان جمع شوند، نخواهند توانست آنچه مسیح از آغاز تا پایان انجام داد را ثبت کنند" همین نشان میدهد ما در چه دوران حقیقتأ ترسناکی بسر میبریم که بدروغ میخواهند به ما بگویند که "همین انجیل است و خفه شوید!" کاملأ روشن است که تمامی انجیلها "بشدت تحریف" و حتی "ناقص" شده اند و سعی وافری شده که متن انجیل، بر خلاف سرمایه داری و یا یهودیت صهیونیستی نباشد و یا در برابرشان بشدت منفعل گردد.

س- نظرتان راجع به یهودیت چیست؟ ج- عیسای مسیح در جواب فردی که نعره میکشیده که :"اما موسی اینرا گفته بوده" در ماجرای سنگسار آن زن بدکاره ، میفرمایند:"اما من اینچنین میگویم" یک سؤال دارم از شما، این یعنی چه؟ جز اینکه مسیح مقدس به زیبائی "دین موسی" و حتی "الهی بودنش" را به نحو شبهه انگیزی زیر سؤال میبرند؟ یا در جای دیگری وقتی یک فردی باز از موسی در برابر ایشان میگویند، عیسا به زیبائی پر برکتی میفرمایند:" مگر به شما نگفته بودم که حتی آن زمان که موسی بود، من هستم؟" این را شما برای من معنا کنید. به نظر من و بسیاری از مسیحیان حقیقی، مولایمان عیسا تحت آن شرایط سخت که آنهمه زیر فشار یهودیت قرار داشته اند و توسط همان جریان نیز به شهادت میرسند ، داشته اند نکات بسیار عظیمی را راجع به اساس یهودیت یادآور میشدند اما متأسفانه گوش شنوا زیاد نبوده است.

س- بگذارید یک گریزی بزنیم! چون شما خیلی ضد یهودی هستید! میترسم دردسر برایمان به بار آورید! نظرتان راجع به اسلام چیست؟ ج- من درباره ی اسلام حقیقتأ چنان که باید تحقیقی نکرده ام. اما در محافل آکادمیک غرب دو نظر راجع به اسلام رایج بوده و هست؛ یکی که میگوید :اسلام دین مترقی، و حامی مظلومان است" و دیگری که میگوید :"اسلام با تمام خوبی هایش، نوعی نظامی گری پنهان و جهاد زدگی را در لایه های درونی خود حمل میکند که اگر شرایط مساعد باشد، این لایه ها بقیه ی لایه های این دین را تحت الشعاع قرار خواهند داد" من هیچکدام از این دو نظر را رد یا تأیید نمیکنم چون من عمرم را پای زدودن خرافات و سرمایه داری و یهودیت از مسیحیت اصیل کرده ام. باور کنید انجیل ها را بیش از ۲۴ بار خوانده ام و باز پرشسهائی است که میخواهم جواب دهم و کلأ وقتم زیاد نیست تا زمان مرگم و این یک واقعیت است. (پاهایش بدلیل زندگی بی خانمانی از ناحیه ی زانو بشدت مشکل دارد)

س- درباره ی موسی پیامبر چه فکر میکنید؟ ج- ما موسی پیامبر نداریم به آن شکلی که میدانم شما از او تصویر ساخته اید. او پیامبر خدا نیست. مگر نشنیدید که یکجا عیسای مسیح چنان از اینان ناراحت شد که فرمودند :"آنان که در کنیسه ی شیطان نشسته اند" اما الآن نه از این حرف اثر زیادی میبینید و نه میبینید که به پاپ براحتی اجازه میدهند مراسم "عشای ربانی" را دوباره راه بیاندازد. پاپ اینروزها از جانب رسانه های دنیا چنان تحت فشار است که بن لادن نیست! چر؟ چون یکبار گفته مراسم عشای ربانی برگذار شود. خب عشای ربانی جزو مسیحیت اصیل است، یهودیان محال است اجازه دهند مسیحیت اصیل پا بگیرد، محال است، محال.

س- شما نظرات جدیدی که پیدا شده که مثلأ میگویند "یهودا" فرد خوبی بوده است را قبول دارید؟ ج-  اینها را خود یهودیان ساخته اند که بگویند "شهادت عیسا" خوب و بی اشکال بود! چنان این حرف مزخرف است که حتی کلیساهای وابسته و یهودی مآب آمریکا نیز از ترس پاپ و جریان اصیل تر مسیحی گفتند:"اینرا قبول نداریم!" البته رسانه ها هم به تلافی سخنان کلیساها را سانسور کردند و سعی کردند با تولید یک فیلم هالیوودی تهاجم تازه ای بر مسیحیت اصیل تدارک ببینند. شما در کشورهای دیگر گمان میکنید که ما غربی ها در مسیحیت زندگی میکنیم؛ زهی خیال باطل، ما دقیقأ تحت همان جریانی زندگی میکنیم که عیسا مسیح را شهید کرد....ببینید گفتن این حرفها، برخی یهودیان خوبی که در دنیا هستند را از من خواهد رنجاند اما حقیقت اینست که موسی خون روی دستش دارد. کسی ست که آشکارا آدم کشته است و...

س- اما حضرت عیسا وی را صریحء رد نکرده اند... ج- نه این اصلأ در مرام عیسی نبوده که فتنه بیاندازند. اما موسی یک وکیل، قانونگذار و حکمران آب و آتش دیده بوده است. موسی، داوود ، یوسف و...اینها اساسأ پیامبریتی نداشته اند و تنها خدا را زیرکانه وارد کتب خود کرده اند. یعنی تمامی کله گنده های یهود، پیامبر بوده اند؟! اینرا کدام عقل سلیم میتواند بپذیرد؟ همین جریان، عیسی را قبل از شهادت جسمی، روحأ شهید کرده بودند. فشاری که بر عیسی بود تا یهودی بماند و عجیب که هنوز هم هست و "کلیساهائی" منحرف میگویند :"عیسی، یهودی هم بود!" این یعنی این کلیساها، به اندازه ی نخودی عیسی و شکنجه ای که بر وی رفته است را درک نکرده اند. مثلأ آنجا که موسی ظاهرأ خدا را میبیند، بروید بخوانید، دروغ محض است: تمامی آن علائم، به علائم یک رعد و برق شدید نزدیک است! بعد موسی بلافاصله میگوید: ای خدا تو را دیدم!" یا وقتی قحطی شده بود، مردم مراجعه کردند به یوسف و اتفاقأ یوسف هم به آنها گندم و...داد اما گفت: من همه چیز میدهم فقط اینجا را امضا کنید!" خب، همه امضا کردند. میدانید پس از قحطی چه شد؟ آنها با امضای خود تمامی زمینهای خود را به نام حکومت کرده بودند و بی زمین شده بودند! این میتواند پیامبر خدا باشد؟ آنهم کسی که در جهت فرعون و تحکیم وی عمل میکند؟  یا در داستان داود هست که پادشاه وقت نخست به او اعتماد میکند، اما بعدأ میبیند که داود به برخی دهکده ها حمله ی نظامی میکند! میاید تا او را عزل کند که داود میگوید :"چرا مگر به من اعتماد ندارید؟!" که پادشاه جواب زیرکانه ای میدهد و میگوید :" اگر هم من هنوز اعتمادی به تو داشته باشم، مردم دیگر به اندازه ی سر سوزنی ندارند!" این پیامبر خداست؟ کدام خدا؟ در خود تورات آورده اند که "حضرت سلیمان" بعد از رسالتش، خود بُت پرست شد! میدانید چرا؟ چون سلیمان تن به رذالتهای این قوم نداد برای همین بد نامش کردند. راحتی بگذارید بگویم؛ دارند جوری کنترل میکنند که فردا احدی را یارای مخالفت با یهود نباشد. دارند بسیاری از اسیتهای مستقل که منابع اصیل و ضد یهود هستند را به نام نازیسم میبندند، درحالیکه نازیسم هم خود یهودی است. یعنی، شاخه ی ضد یهود خود یهودیت است. مثل جوانانی که بر ضد پدران خود شورش کور میکنند. ...
در سراسر دنیا این دارد جرم میشود که دین موسی را الهی ندانید. مدونا به خبرنگاران گفته:"احدی حق ندارد راجع به دینم از من سؤال بپرسد!" ای اعتماد به نفس از کجا میاید؟ چون مدونا یهودی شده است، به قدرت وصل شده است. اما مایکل جکسون نشد، برای همین لهش کردند.

س- اما این کارهائی که به نام یهودی میکنند مورد قبول بخشی از یهودیان نیست که... ج- اما ببینید سریع آنها را طرد میکنند. در مراسم ها لت و پارشان میکنند. آنها را اجازه نمیدهند نفس بکشند! بعد شما میگوئید که اینها جلوی آنها بایستند! شوخی میکنید! مسئله اینست که اینها حتی پیامبر شما را هم تحت فشار روانی قرار داده بودند. مُدام عهد میبستند، و پیمان شان را بسرعت میشکستند. خیلی سربسته بگویم، فشار خاصی روی حتی "اسلام" و پیامبر شما بوده که به ظاهر هم که شده "یهودیت" را دین الهی بنامند! وگرنه به خداوند سوگند به اسلام و محمد هم رحم نمیکردند. به نظر من، اسلام درباره ی یهود ناچارأ تفیه کرد.

س- این آخرین سؤال من است برای این سری از مصاحبه، چرا میگوئید مسیح الهی است؟ ج- چون این گفته ی زیبا را دارند :"کسی وارد ملکوت خدا نمشود مگر اینکه دو بار زائیده شود! " گوینده ی این کلام یک وکیل زبردست مانند موسی نیست. یک زمینخوار(نعوذبالله!) حرفه ای مانند یوسف نیست. یک غارتگر(نعوذبالله!) دهکده ها مانند داود نیست. او آورنده ی مسیحیتی ست که جهان را از شرک "ربا" ی بنی اسرائیلی نجات داد و به سمت اسلام رهنمون کرد. اگرچه من درباره ی اسلام اطلاعاتم هنوز دقیق و کامل نیست اما زجر ملت فلسطین خود صحه ای بر تمامی گفته های خود میبینم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 22:56  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

مصداق های نوبر و تمام عیار کلام مقام محترم رهبری درباب کینه های پوسیده، دور و کور جناحی

 

احمد توکلی یکبار در جریان سوال خبرنگار صدا و سیما لاریجانی که به نحو وقیحانه ای تنها از وی میپرسید که :"میبخشید شما برای تبلیغات انتخاباتی از کجا آورده اید؟" تنها به مدت چند لحظه خیره ماند و گفت:" اینرا از همه بپرسید" و بدون جواب آنجا را ترک کرد. این برخورد درست نشان میدهد که نباید تن به "ادبیات وحشیانه" نابرابر مدعیان پر مدعا و کلأ بی ادبان و یا حتی در مرحله ای بالاتر - فحاشان - داد و باید با سکوت از کنارشان عبور کرد... اهانتهای موجود در بخش نظرات در پست اخیر وبلاگ نشان داد که عده ای به قول مقام محترم رهبری در کینه های جناحی و کور که حالت دشمنی های قبیله ای پیدا کرده اند هنوز جا مانده اند وگرنه بر آگاهان پوشیده نیست که امروز نه از جناح چپ خبری است و نه از جناح راست و آنانکه فحاشانه در حال حمله به جناح ... هستند مانند آن دسته ژاپنی هائی هستند که در جزایر اقیانوس آرام هنوز به جنگ با متفقین میپرداختند، بی خبر از اینکه امپراطورشان مدت ها پیش با متفقین صلح کامل کرده بود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9:12  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

قتل و عام "امام" به شیوه ی "امام دوستی ظاهری"!

 

سالهاست کسانی که پس از فوت امام یا آشنائی باطنی با اندیشه های آن رهبر کبیر و بی مانند نداشتند و یا فکر میکردند "باید" رهبر محترم کنونی را به نحوی "بالاتر" از امام راحل قرار دهند ( و این را حتی خدمت به رهبر محترم انقلاب نیز میدانستند!) در برابر انتقاد از بازگشت از اُصول اساسی انقلاب و اُفتادن در دام اسلام ناب آمریکائی امثال لاریجانی ها و باهنر ها (منظورم باهنر شهید نیست که وی این برادر زنده را بعید است تأئید کامل کنند) میگفتند که :"ملاک، حال فعلی افراد است! و این را امام فرموده اند!" همینها با همین آسمان ریسمان بافتنهای صد من یک غاز، جلوی هر گونه انتقادی از صدا و سیمای لاریجانی را که فحشا را - بی هیچ تعارفی -در قشر جوان ما نهادنیه کرد، میگرفتند. جریانی با ادعای سوپر حزب اللهی که بیشترین ضربه رو به نیروهای مذهبی میزنه و دل دوستداران انقلاب و نظام رو بشکلی سیستماتیک خون میکرده اند و هنوز هم با شیادی تمام میکنند...  مسلمأ منظور امام این نبوده که احدی حتی انتقادکی نکند وگرنه تمامی خوبیهای گذشته اش پاک میشود! این نادانها نمیدانند چه زمانی امام راحل این حرف را زدند؛ در بحبوحه ی دوران مجاهدین خلق(منافقین)، گروهکها و مسائل کردستان و... آیا امام منظورشان این بود که بعد از فوت ایشان، "حاج احمد آقا" به آن طرز عجیب توسط سعید امامی از پا دربیایند و آقایان سوپر حزب اللهی، در مجلس ترحیم سعید امامی شرکت نمایند؟!؟ آیا امام منظورشان این بود شخصیتهای علمی نظیر آیت الله محقق داماد و مذهبی نظیر آیت الله سید محمد موسوی خوئینیها و... پس از فوت ایشان خانه نشین شوند؟! این چه فریب زشتی ست که میخواهند به نام امام بر سر دوستاداران امام بیاورند، الله اعلم. چند سال پیش اسد الله بادامچیان (که در انتخابات اخیر مجلس از فردی مانند سهیلا جلودارزاده شکست خورد) دختر مرحوم طالقانی را در نمایشگاه مطبوعات دیدند و به ایشان گفتند :"مگر مرحوم پدرت نگفت که زیاد با مخالفان همنشینی نکن" دختر آقای طالقانی هم گفتند:" گیرم مرحوم پدرم اساسأ چنین حرفی را هم به من زده بودند، اما ایشان کی گفتند که بروید ایشان را بکُشید! درباره ی دلیل اصلی فوت شان سکوت پیشه کنید! و بعد بیائید تازه مرا هم نصیحت کنید!" جوجه اولترا ارزشیهائی که امام را به یاد ندارند، حق ندارند درباره ی سخنان امام تصمیم بگیرند. اگر میخواهید امام را بشناسید بروید راه شهدا و انقلاب شکوهمند اسلامی را بخوانید. بروید حیا را از باکری ها یاد بگیرید. بروید دردداری را از همت بیاموزید. بروید شرافت را از بروجردی یاد بگیرید. فقط با حرف و حرف و حرف و شعارهای توخالی به هیچ جائی نخواهید رسید. شما که از احدی جز منابعی که مغزتان را شتستشوی مُدام فکری میدهند نمیتوانید حرفی بشنوید، اُصولأ چرا نام عزیز مسلمان بر خود گذاشته اید؟ خوبست که مقام محترم رهبری به زیبائی گفتند که نباید محافظه کار بود... البته برای دلقکانی که پوستین اولترا ارزشی به تن کرده و یاران امام و شهدای بزرگ انقلاب را با سواستفاده از حرفهای خود امام تحقیر و تخریب میکنند، محافظه کاری مانند همبستری ابدی درآمده است.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 2:18  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

یک دیدار، چند نکته مهم در باب ولایت فقیه و طلب دعای اسلام حقیقی

 

اخیرأ یکی از شخصیتهای کشور با یکی از مراجع عالیقدر دیداری دوستانه داشته اند. در این دیدار، مرجع بزرگ شیعه ضمن توجه دادن به سیره ی خاص و بی مانند پیامبر خدا و ائمه ی معصومین، از برخی اسلام نمائیهای افراطی در کشور که باطن اسلامی هم ندارند انتقاد نمودند. ایشان ضمن توصیف "ولایت فقیه" حقیقی و مد نظر مراجع عظام، از مفهوم دوگانه و دگردیس شده ی "ولایت مطلقه ی فقیه" انتقاد نموده و فرمودند :"مسلمأ ولایت فقیه درست است اما نه بدین شکل که از برخی جاها میگویند :چرا وقتی رهبری آمد شما نبودید؟ آیا این یعنی که چرا نیامدید دستبوسی؟...مگر همیشه باید در فلان شهر بود چون ولایت فقیه از آن خطه در فلان ساعت خواهد گذشت؟ آیا این حرکت اسلامی و برای رضای خداست یا صحنه سازی است؟ این کجا ولایت فقیه است؟ این اهانت به مراجع و رهبری و اصل ولایت فقیه است." پس از این دیدار، مقام مزبور ضمن ابراز تأثر شدید در برابر گفته های این مرجع عزیز شیعه میفرمایند :" بخدا قسم حالا میبینم که بزرگان دیگری چون امام هم داشته ایم که چشم ما را بدانها از عمد کور کرده بودند..."

 از نام بُردن بدلایلی معذورم و ذکر این نکته ضروریست که این گفته ها بشکل غیر مستقیم و "شنیده" بیان شده است و بهیچوجه نمیتواند مرجع کوچکترین ارجاع رسمی و حقوقی قرار گیرد. از همه ی دوستان التماس دعای خیر برای اسلام آوردن حقیقی جسم و جان مان دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 11:42  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

بیائید قدر این رهبر را بدانیم

 

بسم الرب شهدا و الصدیقین


گفته های رهبر عزیز انقلاب اسلامی، بار دیگر ثابت کرد ما رهبری فرزانه و عارف مسلک داریم که با افراطها و تفریطها کنار نخواهند آمد، متأسفانه دیدیم عده ای چگونه به نام "اسلام دوستی" شخصیتی مانند سید محمد خاتمی را چنان مورد اهانت زشت و زننده قرار دادند تا جائی که یکنفر حتی ایشان را با "سلمان رشدی" خائن مقایسه کرد. یک فیلمی که در اساس اصالت لحظه به لحظه ی آن شک و تردید فراوان است و مشخص است برای هتک حرمت آقای خاتمی در سطح کشور پخش شده است. بر افرادی مانند آقای الهام عزیز است که اجازه ندهند "افرادی خاص" با بهره برداری از انتساب به ایشان، بر خلاف فرامین رهبری گام بردارند و قلم زنند: حتی اگر این افراد، از نزدیکان ایشان باشند. مسلمأ خواست رهبری بر جلوگیری از هتک حرمت افراد و ریختن آبروی افراد اگر جدی گرفته نشود، با برخورد مسلم قوه محترم قضائیه همراه خواهد بود و نظام در این راه هیچگونه تردیدی در شکستن "تار ضعیف و عنکبوتی" باند تخریب شخصیت به خود راه نخواهد داد. خامنه ای نازنینم ، بر خلاف تفکر دوستان نادان و دشمنان کینه توز ، در عین پافشاری بر دین و اعتقادات، هرگز با تفکرات منحرف خوارج مسلک تندرو نما نخواهند ساخت. بیائید قدر این رهبر را بدانیم. 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 10:46  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

فحاشی به خاتمی و آشتی کنان "عدالتخانه" و "رجانیوز" و دست زدن نازنین "انصار نیوز"چی های....

هیچکس نمیگوید کار آقای خاتمی صد در صد درست بوده است؛ اما انصاف هم خوبست شرف هم خوبست مردانگی هم خوبست مقایسه ی "خاتمی" با سلمان رشدی؟!؟! میگوئید نه به وبلاگ آرمانشهر سری بزنید؛ این همان وبلاگی ست که در پست پیشین خود نگاشته بود که "به فتوای رهبری برای حمله به عراق و آمریکا هیچ نیازی نیست"(!) خلاصه دعوای "عدالتخانه" و "رجانیوز" هم با فحاشی به خاتمی به آشتی کنان نازنینی تبدیل شد، گویا برای عدالتخانه "فحش" بد است اما تنها اگر این فحش به حضرت "افروغ" باشد! اگر به خاتمی باشد، ثواب هم دارد! همین حضرات "سوپر حزب اللهی" را به مولا علی (ع) قسم دیده ام که برای فلان دختر محل دلشان میرود حالا دارند برای آقای "خاتمی" مانند کثیفترین نوع خاله زنکها حرف درمیاورند.یک آخوند هم جدیدأ گفته "باید دعوت خلع لباس خاتمی لبیک داده میشد"(!) حالا جالب اینجاست که این روحانی، با نصف سن خاتمی "دو برابر شکم" وی را داراست! و دارد میترکد! باید پُرسید : "از کجا آورده ای حاجی در کشوری با اینهمه زیر خط فقری...؟؟؟؟" فاطمه ی رجبی هم دارد خودکشی میکند که خاتمی را دراز کنند، اینهمه بی شرفی را من ناتوانم برای اسم گذاری. تمام کینه ی اینها از خاتمی اینست که کشور را دو صباح از دست "موتلفه" و جناح راست خارج کرد. آری برادرم این گناهی نابخشودنی ست در کشور ما....
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 9:38  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |