به سلامتی!، دفاع انصار از رقص خانمها!، کمیسر اطلاعات اعتراف میکند! و....
۱- سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب: "باید با آمریکا مذاکره کنیم!" این در حالی ست که حتی میانه روترین محافل سیاسی کانادا، اروپا و درون آمریکا نیز بر بد طینت بودن دولت فعلی آمریکا تأکید دارند. معلوم نیست این "سلامتی" را باید چگونه به "سلامتی" جرج بوش بالا بُرد!
۲- سایت وابسته به انصار حزب الله ضمن دفاع غیر مستقیم از مراسم رقصی که رحیم مشائی از دولت باصطلاح امام زمانی(عج) نهم در آن شرکت کرده است، از خبرگزاری فارس بدلیل چاپ چند تصویر و گزارش انتقاد آمیز در اینباره ، بشدت انتقاد کرده این حرکت خبرگزاری فارس را مایه ی وهن "یک نهاد انقلابی" منتسب به فارس(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) دانست! جالب است که "الله کرم" ها دارند با "بابا کرم" هائی که از جانب دولت نهم مشارکت شوند، راه میایند و در این راه از خائن شماردن سپاه هم ابائی ندارند!!
۳- حجت الاسلام ری شهری در کتاب اخیر خود، به انتساب دروغین ترورهائی که جاسوسان عراقی (در داخل ایران) انجام میداند به سازمان مجاهدین باصطلاح خلق اعتراف نموده اند! در حالیکه رسانه هائی مانند الجزیره، در حال ساختن چهره ای قهرمان وار از صدام حسین هستند و محاکمه ی این دیکتاتور سفاک نیز تازه به پایان رسیده و حکم آن اجرا شده است، مشخص نیست چرا این "اعتراف" زودتر انجام نشد تا کشورمان با دست پر تری در دادگاه این جنایتکار حاضر میشد، و محافل افراطی وهابی و تندروهای اهل سنت نما اینچنین در موضع طلبکار قرار نمیگرفتند؟
۴- آیت الله مصباح یزدی که در سخنرانیهای سالیان گذشته ی خود، به طرح بی ادله، بی مایه و سخیف "چپی و غیر اسلامی" بودن قانون اساسی فعلی (که صالح بودن آن سالهاست مورد تأئید امام ره و مقام محترم رهبری قرار گرفته است) پرداخته اند، به تازگی ادعا کرده اند که : " عده ای با اعتقاد و پایبندی خود به قانون اساسی در باره ی رهبری، در حقیقت در حال نابود کردن ولایت فقیه در جامعه هستند! " با مبرهن و روشن بودن اختلاف دیدگاه ایشان با آموزه های مقام محترم رهبری در باب "مردمسالاری دینی"، دلیل حقیقی کمکهای میلیونی دفتر مقام محترم رهبری به پژوهشکده ی ایشان،در هاله ای از ابهام قرار دارد. به خصوص با بر طرف شدن خطر اصلح طلبان افراطی و لزوم جلوگیری از تضعیف تئوریک مواضع رهبری در سطح آکادمیک جامعه، این مسئله اهمیت خاصی یافته است.
۵- یکی از نمایندگان مجلس با اذعان به انتقاداتی که به نحوه ی ورورد پاره ای مسئولان، به مسئله ی هسته ای ایران در سطح جهانی وارد است، انتقاد روزنامه ی جمهوری اسلامی و خبرگزاری مهر در اینباره را محکوم کرد و گفت:" هیچکس حق ندارد در اینباره به ریاست جمهور دستور بدهد!" گویا تا خودشان میگویند اشکالی ندارد، اما رسانه ها اگر بگویند دستور فرموده اند! آنهم مظفر خانی! واقعأ که "حیف نونِِ" بیت المال!
۶- درحالیکه فشارهای مؤتلفه برای سهم خواهی از دولت انحصارگر نهم، تقریبأ به بن بست رسیده است، این جمعیت (به تازگی حزب!) در یک اقدام جنگ روانی ادعا کرد که "ممکنست سیاستهای کلی این جمعیت، به زودی تغییر کند!" این در حالی ست که چندی پیش خبر محرمانه ای از نارضایتی خاص مقامات بالای نظام از این جمعیت، و حتی جلسه ای بسیار سری که در آن عسگر اولادی بشکلی مظلوم نمایانه و برای ایجاد فشاری روانی، ظاهرأ پیشنهاد انحلال این جمعیت را به مقام محترم رهبری داده بودند! منتشر شد؛ چیزی که دفتر مقام رهبری بر خلاف روابط عمومی مؤتلفه، از تکذیب آن تاکنون خوداری کرده است.
۷- باهنردر سخنانی در اصفهان - که به نظرم نشان از شجاعت جالب و نقد قابل تأملی از یک عضو ثابت قدم راست سنتی دارد- گفته است:" این قابل قبول نیست که گروهی در لبنان، با حماسه و شهادت نام حزب الله را بر خود برگزینند و گروهی نیز در داخل کشور، با ایراد اتهامات بی اساس و الفاظ تند همان نام مقدس را سهم خواهی نمایند. من شنیده ام حزب الله اصفهان، دخالت خود در این اعلامیه های اهانت آمیز را رد کرده است اما این به نظر من کافی نیست. باید حزب الله آشکارا بیانیه داده و این اعمال که به نامشان دارد انجام میشود را محکوم نماید" برای بنده ی حقیر اساسأ مشخص نیست که حزب الله اصفهان یا اینکار را کرده، که در اینصورت باید مردانه مسَولیت آنرا بپذیرد، و یا نکرده است که اگر نکرده، بشکل خاله زنکی و پنهانکارانه رد کردن آن، و ندادن یک سطر بیانیه ی خشک و خالی در اینباره، با کدامین اخلاق اسلامی و شجاعت " حزب اللهی" سازگار است که اینان خود را طلایه دار راه آن شمرده، و بقیه مردم را از مؤمن و غیر مؤمن ردیف جهنم سوزان میکنند؟!
۸ - وزیر علوم با تأئید افتخار آمیز وجود شیوه ی ناسالم چند ستاره ای شدن دانشجویان، تنها وجود دانشجوی سه ستاره ای را رد کرد! وی در عین حال کل این شیوه را به ارث رسیده از دولتهای گذشته نامید! گویا این تنها ارثیه ی دولتهای قبلی ست، که دولت نهم برای حفظ آن حاضر است از جان و حیثیت خود مایه بگذارد، البته فحشش باز هم طبق معمول، مال دول پیشین خواهد بود!... خیرخواهانه میگویم، وزیر علومی که بنا را بر مجرم و گناهکار بودن دانشجو میگذارد، در دراز مدت در دانشگاه ایجاد هزینه های سنگینی برای نظام کرده، و "تنش زا" خواهد بود. این را به عنوان کسی میگویم که خود به پاره ای از تندرویهای دانشجویان شبه سکولار در دانشگاه ها معترضم.
۹ - سایت وابسته به انصار حزب الله اقدام به چاپ سخنان مقام محترم رهبری در بی پایه و اساس بودن دشمنی های کور جناح راست و چپ با هم کرد. انصار حزب الله که از بدو تشکیل، همواره به عنوان "چماق جناح راست" بر علیه جناح های دیگر معروف بوده و حتی عمل کرده است و در این راه حتی تا کتک زدن برادر مقام رهبری در شهرستان ارومیه و حمله به خانه ای شخصی در قم که میزبان دکتر سروش بودند نیز پیش رفت، معلوم نیست این سخنان را برای ارشاد دیگران چاپ کرده یا برای تشریح بحران ایدئولوژیک خودش!
۱۰- الله کرم که از شیوه ی تقسیم مدیریتها در دولت نهم چندان راضی به نظر نمیرسد، در سخنان قبل از انتخابات خود، برای دامن زدن بیشتر به اختلافات میان اصولگرایان و جای باز شدن بیشتر برای سهم خواهی خود و گروهش، در یک ادعای بزرگ گفته بود :"اصلاح طلبان هیچ شانسی ندارند و رقابت میان اصولگرایان است!" البته انتخاب افرادی مانندابتکار،جلودار زاده، مسجد جامعی و...به آقای الله کرم آنهم پس از انتخابات هیچ ارتباطی ندارد! و لطفأ وقت ایشان را با سئوالات تخریبی نگیرید!
۱۱- برای دیدن یک وبلاگ ارزشی که همه جز خود و طرز فکرش، همه ی مردم را "طلحه و زبیر"، "ابوموسی اشعری"، "عثمان" و "عمر و ابوبکر" مینامد چطورید؟! وی که در اینباره نظر سنجی ویژه ای هم کار گذاشته ، تقریبأ از خود ما خواسته معرفی کنیم که از کدام از این چهار دسته ایم! چقدر با لطف زیاد و معصومانه! جدا از اینکه معلوم است مخ بعضی ها خوب تنور نان پزخانه شده است!، معلوم نیست چرا ایشان در این نظر سنجی فکسنی نامی از "ابن ملجم مرادی" نیاورده اند؟! فکر نکنم بر اساس معیار ایشان بد باشد اگر ما بخواهیم ایشان خودشان در یک نظر سنجی شرکت و نامشان را زیر ابن ملجم ثبت نمایند!!
۱۲- سایت "رجانیوز" با سازماندهی وبلاگ های تندرو و فریب تعدادی وبلاگ ساده اما ارزشی، سعی دارد یک "لابی قدرتمند" اینترنتی ایجاد نماید. این خط باصطلاح بُرنده به همراهی سایت نو سازی و انصار نیوز و ...سعی میکنند در بحران ایدئولوژیکی که باقی جریانات با آن دست به گریبانند، با ایجاد خطی افراطی، قویترین جریان های نظام را نسبت به خود مرعوب نمایند. دشمنی این خط با سپاه، قوه قضائیه، روحانیت، خبرگان رهبری، ...بسیار بارز و بی پروا است. هدف این خط ، حذف افرادی مانند بیادی، سلیمی نمین، ده نمکی، حداد عادل، افروغ، ابوطالب، چمران و...از اصولگرایان و تخریب شخصیت این افراد نزد مقامات بالای نظام است.
۱۳- جبهه ی مشارکت، در روندی شبیه به نهضت آزادی، مُدام بیانیه های آشتی و ارعاب در برابر آمریکا میدهد! گویا این دست جریانات سعی دارند بدین وسیله، به بقای سیاسی خود نیز ادامه دهند. متأسفانه بخشی از نظام، ضمن استقبال از این دست مواضع، آنها را نشان ضعف این گروه ها میداند! نظام نباید از بدام اُفتادن حتی دشمن داخلی خود به سمت آمریکا خوشحال شود. نظام باید تلاش میکرد از راندن و حذف افراطی این نیروها خودداری میکرد و فریفته ی بازی هل دادن به بیرون پس از انتخابات نهم نمیگشت. با تمام اشتباهات مشارکت، میشد آنها را اینگونه با نابخردی به سمت اشتباه نکشاند. در عوض، این بخش از نظام فکر میکند میتواند با امثال "فاطمه رجبی" به خوشبختی برسد! اما فاطمه رجبی علنأ میگوید : یا نظام در خط ما حرکت کند، یا (همانند منافقین) مرگ بر این نظام باد!
