تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

شارلاتانی به نام فولادوند نداریم

دوست احمقی برای بخش پست مطلب گذشته یک پیغام گذاشته اند که در آن ادعا شده است که حضرت محمد (ص)، شارلاتان تاریخ است. و در این گفتارچه ی ایشان به سخنان فولادوند ماهواره ای استناد شده است. اولأ من میخواستم همینجا بگویم فولادوند به نظر من بهیچوجه مرد شارلاتانی نیست. چون اساسأ این فرد وجود ندارد. نه وجود دارد و نه آدم هست و نه شرف دارد که بخواهد شارلاتان و غیر آن باشد. شارلاتان کسی ست که دست کم شرف وجود داشتن را داشته باشد. من ندیدم این فولادوند بی شرف، اساسأ وجودی داشته باشد. محمد (ص) حتی اگر شارلاتان است ، آنقدر شارلاتان جوانمردی بود که توانست میلیونها نفر را صادقانه به خدمت خلوص خود در آورد اما وای به حال آنانکه دوست دارند دستکم در حد شارلاتانکی خطاب شوند اما حتی شبه سایه ای کوچک در این دنیا هم نیستند! امثال گندیده و متعفنی مانند فولادوند هنوز مانده است که حتی شارلاتان باشند چه برسد به اینکه در عالم وجود راهی گزافه برای خود باز کرده باشند. بی شرفتر از یک شارلاتان، شبه شارلاتانهائی مانند فولادوند ماهواره ای (با عزت الله فولادوند مترجم اشتباه نشود) هستند ، آیة الله نوری همدانی ها هستند که با دختر هجده سال عقد نکاح میخوانند و پایشان را با وقاحت در تبرک خاک جبهه ها هم میگذارند و برای بزرگ مردان جبهه ها، آنچه خود هرگز نکرده را توصیه ی کودکانه میکند....و مولا علی میفرمایند :" کسی با پیمان شکنی نتواند از حلقه ی بلا گریزد، و با ستم کردن بدور آمدن از تاوان کار زشت، ممکن نخواهد گشت."
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 22:53  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

بازی موش و گربه و پنجه ای که که در لانه ی موش جا مانده...

سالهاست که برای عده ای "تندروی" و "سیاه بینی" به معامله ی پر سودی تبدیل شده است. روزنامه ای که میتواند به ارگان اصلاح اشتباهات رفتاری جامعه و حاکمیت بدل شود، خود را به قدرت کور میفروشد و خادم بیمارگون روان پریش ترین جریانات سیاسی میگردد که وجودشان نیز مایه ی عذاب وجدان عمومی جامعه است. در اقدامی بی سابقه، آقای حسین شریعتمداری مُدیر مسئول روزنامه ی کیهان در یک مقاله ی اهانت آمیز کسانی که دنبال مذاکره ی مشروط با آمریکا هستند را به نحوی رذیلانه "خود فروخته" نامید. گویا بعضی ها با نام حزب اللهی، خوب "دزد اللهی" و "شیاد اللهی" هفت خطی گشته اند. اهانت غیر مستقیم و زیر سئوال بُردن دستورات مقام رهبری، مسخره کردن ایشان و اعطای لقب "خود فروخته" به این مقام عظمی، جز ننگ بر دامان شریعتمداری ها باقی نخواهد گذاشت. از دادستان محترم کل کشور انتظار است از این مدیر مسئول بی تعهد، تعهدی کسب کرده تا بار دیگر گفتار مقام رهبری مبنی بر تأئید مذاکرات مشروط با آمریکا درباره ی عراق را اینچنین آشکارا مسخره ننماید.متأسفانه سخنان آقای شریعتمداری با آب و تاب در تاریخ نوزدهم فروردین ماه از بخش خبری تلویزیون منافقین پخش شد.به نظرم مقام رهبری با تأئید مذاکرات مشروط نشان دادند از هوش بسیار بالائی برخوردارند و اینرا بی هیچ اغراقی مینویسم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 10:18  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

خسرو گلسرخی،از اندیشه تا عمل

میخواهم که اینجا کمی به خسرو گلسرخی، خبرنگار روزنامه ی کیهان که در برابر بیدادگاه شاه مردانه ایستاد بپردازم، و از اندیشه تا عملش را همراه با شما مورد واکاوی اسلامی قرار دهم. باور و اعتقاد گلسرخی چیزی مابین اسلام و مارکسیسم بود و مسلمأ مورد تأئید من نیست اما این یک چیز است و عمل گلسرخی چیزی دیگر. موردی که میخواهم اشاره کنم اینست که ما مسلمانها گاهی چنان مجذوب اندیشه ی ظاهر الصلاح خویش میشویم که دیگر برایمان مهم نیست چکار میکنیم. این اتفاق تلخ در مورد حکومت زیبای اسلامی مان هم تا حدی اُفتاد و بزرگانی چون اندیشه ای خوب داشتند گمان کردند پس لابُد اعمالشان هم عالی خواهد بود و..بگذریم. من شنیده ام مخالفان گلسرخی میگویند وی حتی در جوانی سیگار دزد بوده است! اما ببینید این چه سیر سلامتی ست که حتی به فرض محال درست بودن چنین اتهامی، فردی از سیگار دزدی و زبون بودن صرف، به جائی صعود میکند که به شاهنشاه و امپراطور یک مملکت با صلابت نه میگوید و حتی سر سوزنی کوتاه نمی آید... بیائیم قبول کنیم امثال گلسرخی حتی اگر بواسطه ی باورشان کاملأ قابل تأئید نباشند اما بواسطه ی "خیر" عمل و "شتابی" که بدان سوی روا داشته اند، مسلمأ در آن دنیا قدمی از ما مسلمانهای کلیشه ای به بهشت نزدیکتر خواهند بود و این ادعای توخالی و فتاوای شخصی من گناهکار نیست که پیامبر عظیم الشأن اسلام خطاب به حاتم طائی فرمودند: "به خدا قسم اگر خداوند بهشت را بر غیر مومنان حرام نکرده بود،از پروردگار برایت تقاضای بهشت میکردم اما با تمام این از خداوند میخواهم حتی در دوزخ نیز از آتش سوزان آن ، مصون و بی گزند بمانی"
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 11:20  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |