می گویند فلان اُستاد، دلسوز رهبر و انقلاب است. اما من باور نمیکنم. من از شهید باکری یاد گرفته ام که دلسوز رهبر و انقلاب نمی آید جنجال کند و حتی اگر در موردی به فرض حق هم داشت مُدام خودی نشان دهد. من از شهید همت یاد گرفته ام که دلسوز اسلام بودن با قلچماقی تفاوت دارد. من از شهید کاظمی یاد گرفته ام که میتوان آرام بود و فرمانبردار و اهل عشق ولایت.من از شهید رجائی فرا گرفته ام اثبات حقانیت و مظلومیت انقلاب،گدای به زبان تند و تیز ما نیست.من از شهید مطهری فرا گرفته ام در کار به ظاهر ناب جویان اسلام چه دیروز به نام فرقان و چه امروز به نام....، باید شکی عمیق و انقلابی روا داشت. نه عزیزان من باور نمیکنم فلانی با جار و جنجال و زیر سئوال بُردن جمهوری نظام، دلسوز رهبری و اسلام است، شما هر چه میخواهید بگوئید نازنینانم
پی نوشت دوم در پاسخ به کامنت یکی از برادران آگاه : دوستی پیغام زده اند که کمی واضحتر بنویس، اتفاقأ من برای دوری از هرگونه فتنه انگیزی یا ایجاد اختلاف و یا دودستگی احتمالی خدای ناکرده، سعی کرده بودم در نوشتار اولیه ی پست "ضرورت داشتن شمه ی شک انقلابی" کمی به آن شکل خاص سخن بگویم، اما حالا اگر اجازه بدهید تنها بدلیل خواست این دوست، اندکی شفافتر باشم. عزیز جان برادر محسن رسائی گرامی،اتفاقأ جواب مقام محترم رهبری به این اُستاد همان بود که آقای احمد خاتمی به زیبائی در نماز جمعه بیان کردند و گفتند :" احدی جرأت ندارد جمهوریت نظام را از مردم بگیرد و سلب کند." حالا چرا عده ای از بظاهر هواداران نظام و ولایت خود را در این مورد به نشنیدن میزنند واقعأ الله اعلم و شده است مثال تنها هیکل بزرگ کردن و از نظر حواس...بگذریم و سخن کوتاه کنیم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 23:49  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|